شكار 50 دختر و زن تنها توسط خواننده دروغين
۳۸۱۱۸
۲۳ آذر ۱۳۹۱ - ۱۲:۰۵
۱۰۷۸۱ 
خواننده دروغين كه به بهانه خواستگاري از زنان تنها و دختران جوان، با اجراي توطئه به سرقت از آنان دست مي‌زد پشت ميله‌هاي زندان شناسايي شد. اين مرد كه با وعده ازدواج، طعمه‌هايش را فريب مي‌داد، تصور نمي‌كرد گرفتار شود.
روزنامه ایران: خواننده دروغين كه به بهانه خواستگاري از زنان تنها و دختران جوان، با اجراي توطئه به سرقت از آنان دست مي‌زد پشت ميله‌هاي زندان شناسايي شد. اين مرد كه با وعده ازدواج، طعمه‌هايش را فريب مي‌داد، تصور نمي‌كرد گرفتار شود.

 اوايل اسفندماه سال 90 بود كه مرد جواني با آشفتگي خود را به مأموران پليس راه‌آهن تهران رساند و گفت: كارمند يك ارگان حساس هستم، ساعتي پيش براي گرفتن بليت قطار به راه‌آهن آمدم، از آنجا كه خيلي خسته بودم، روي صندلي‌هاي سالن انتظار خوابيدم. وقتي از خواب بيدار شدم ناگهان ديدم كيف دستي‌ام به همراه لپ‌تاپم كه حاوي اطلاعات و ثبت اختراعات حساس و امنيتي بود، به سرقت رفته است.

چون اطلاعات داخل لپ‌تاپم برايم مهم است، مي‌خواهم با حساسيت بيشتري اين پرونده پيگيري شود. با ادعاهاي اين مرد وحشتزده تيمي از پليس كلانتري با دستور بازپرس غفاري از شعبه هشتم دادسراي بعثت مأموريت يافتند تا تحقيقاتي را براي دستگيري دزد كيف‌قاپ آغاز كنند.

هنوز 24 ساعت از اين ماجرا نگذشته بود كه مرد جوان به نزد مأموران رفت و گفت: از آنجا كه شماره موبايلم داخل كيفم بود، دزد با من تماس گرفت و گفت: اگر اموالم را مي‌خواهم بايد به حسابش 600 هزارتومان پول واريز كنم.

من نيز چون يكسري اطلاعات محرمانه داخل لپ‌تاپ بود، درخواستش را پذيرفتم و در سه نوبت پول را برايش كارت به كارت كردم قرار بر اين بود كيفم را با لپ‌تاپ برايم پست كند، چند روزي منتظر ماندم اما خبري از دزد نشد.

در اين مرحله بازپرس غفاري خواست تا شماره حساب دزد فراري تحت بررسي قرار گيرد.
در جريان بررسي‌ها مشخص شد كه صاحب كارت عابر بانكي كه پول به حسابش واريز شده متعلق به يك زن است.

اين زن كه فرشته نام دارد، وقتي تحت بازجويي قرار گرفت، گفت: من يك زن تنها هستم، مدتي پيش خيلي اتفاقي با مردي به نام خسرو كه 25 ساله است آشنا شدم، وي مي‌گفت خواننده است و خيلي زود به من پيشنهاد ازدواج داد. از آنجا كه در زندگي نخست شكست خورده بودم و هيچ سرپناهي براي زندگي نداشتم و از طرفي دنبال يك مونس و همدم بودم، غافل از اينكه وي چه توطئه‌اي در سر دارد، پذيرفتم و براحتي توانست با حيله و نيرنگ مرا فريب دهد. هنوز 10 روز از آشنايي‌مان نگذشته بود كه گفت شماره كارت عابر بانكم را به وي بدهم تا به حسابم پول واريز كند.

ابتدا خجالت كشيدم و گفتم نيازي به پول ندارم خلاصه وي گفت كه تحمل ندارد ببيند من در زندگي سختي مي‌كشم. چند روز بعد آمد و كارتم را گرفت تا پول را از عابربانك دريافت كند.

وقتي كارت را گرفت و رفت هرچقدر منتظر برگشت وي بودم، خبري نشد به ناچار به تلفن همراهش كه اعتباري است، زنگ زدم. خاموش يا از دسترس خارج بود، 2 هفته‌اي گذشت تا اين كه فهميدم اين خواستگار از اعتماد من سوءاستفاده كرده و مرا فريب داده است. وي حتي يك ماه يارانه مرا كه به حسابم ريخته بودند، از حسابم برداشت كرده بود. وقتي مطمئن شدم فريب خورده‌ام كارتم را مسدود كردم.

با ادعاهاي اين زن تنها رسيدگي‌ها وارد مرحله تازه‌تري شد و مأموران خود را در برابر يك دزد حرفه‌اي ديدند. در حالي كه تلاش براي دستگيري خسرو ادامه داشت، زنان تنها و دختران جوان زيادي به شعبه 8 بازپرسي دادسراي بعثت مراجعه كردند و گفتند به شيوه مشابهي از سوي خواستگار فريبكار دار و ندارشان سرقت شده است و در جريان تحقيقات از طعمه‌ها مشخص شد كه حتي در بيشتر موارد مرد تبهكار براي بازگرداندن اموال طعمه‌هايش دست به اخاذي از آنان زده است.

سرانجام مأموران پليس در 24 تيرماه سال جاري دريافتند كه خسرو به خاطر سرقت يك پرايد در زندان كرج به سر مي‌برد.

خواستگار فريبكار در بازجويي‌ها گفت: براي فريب زنان تنها و دختران جوان زياد سختي نمي‌كشيدم و به راحتي آنان را با بيان اين كه خواننده هستم گول مي‌زدم. از آنجا كه ازدواج كرده بودم و قادر به تأمين مخارج زندگي‌ام نبودم به ناچار تصميم به سرقت گرفتم ابتدا داخل اتوبوس و خيابان‌ها زنان تنها و دختران جوان را شناسايي مي‌كردم و به تعقيب‌شان مي‌پرداختم.

سپس در يك فرصت مناسب با آنان طرح دوستي مي‌ريختم و به بهانه ازدواج اعتماد آنها را نسبت به خودم جلب مي‌كردم و در فرصت مناسب پول‌هايشان را مي‌دزديدم و در بعضي از سرقت‌ها با طعمه‌هايم تماس مي گرفتم و حتي اخاذي نيز مي‌كردم. اين مرد در ادامه افزود: بيشتر اموالي كه سرقت مي‌كردم لپ‌تاپ، گوشي تلفن همراه و پول بود.


اين مرد كه با چرب زباني و حيله و نيرنگ توانسته بود از 50 زن تنها و دختر دم‌بخت دست به سرقت بزند در ادامه اعترافاتش گفت اموال دزدي را به يك آشنا به نام رضا فروخته است.

برچسب ها:
انتشار یافته: 1
در انتظار بررسی:1
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
16:18 - 1391/09/27
هنوز 24 ساعت از اين ماجرا نگذشته بود كه مرد جوان به نزد مأموران رفت و گفت: از آنجا كه شماره موبايلم داخل كيفم بود، دزد با من تماس گرفت و گفت: اگر اموالم را مي‌خواهم بايد به حسابش 600 هزارتومان پول واريز كنم. چند روزي منتظر ماندم اما خبري از دزد نشد......به نظر شما چطور وقتی 24 ساعت از ماجرای دزدی گذشته مالباخته پول رو واریز کرده و چند روز هم صبر کرده واسه پس گرفتن اموالش؟؟؟؟!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟متن رو اصلاح کن عزیزم.
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج