هاشمی: صدام برای بار اول به ما راست گفت
هاشمی گفت: صدام برای اولین بار- به ما- راست گفت، ایران به آنچه که می خواست رسیده بود و من در جواب او نوشتم: «اعلام پذیرش مجدد معاهده ۱۹۷۵ الجزایر از سوی شما راه اجرای قطعنامه و حل اختلافات را هموار ساخت» و از او خواستم که «آزادی اسرا با آهنگ و سرعت هرچه بیشتر ادامه یابد و تکمیل گردد.»
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی: ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ نخستین گروه از اسرای ایرانی در عراق آزاد شدند و پس از آن این روند ادامه یافت.
در متن یادداشت فرمانده جنگ به همین مناسبت آمده است:
وقتی به لحظه ورود آزادگان به وطن می اندیشم، تمام وجودم سرشار از شور و شعف می شود. عزیزانی که در راه دفاع از انقلاب اسلامی و وطن در بند بودند، مخصوصاً در سیاه چال های رژیمی که بویی از انسانیت نبرده بود. به واسطه سوابقی که در زندان داشتم، می دانستم هر لحظه حبس چقدر سخت می گذرد!
به ویژه اینکه شرایط اسرای ما در عراق از دو جهت متفاوت بود: اولاً آنان در یک کشور دیگر که ۸ سال با ما مشغول جنگ بود، اسیر و محبوس بودند. ثانیاً از قبول قطعنامه و پذیرش آتش بس چند ماهی گذشته بود و عزیزان در بند ما در برزخی از خوف و رجاء بودند.
در آن حال و هوا، وقتی خبر ورود اولین گروه از آزادگان را شنیدم، ناخودآگاه به یاد روح خدا افتادم که همین چند ماه پیش به خدا پیوسته بود. می دانستم غم فراق آن عزیز سفر کرده، در برگشتن فرزندان در بندش، هم برای آزادگان و هم برای مردم ایران تازه و سنگین تر می شود. اسرا با کوله باری از رنج و محنت چندین ساله اسارت و با امید وجود دلگرم کننده امام(ره)، می آمدند.
وقتی خبر همراه با تصاویر بازگشت اولین گروه آزادگان را شنیدیم و دیدیم که چگونه از مرز خسروی وارد میهن خویش می شوند، حالتی به من دست داد که هنوز هم پس از گذشت چندین سال نمی توانم توصیفش کنم.
می دانستم چه ساعات و لحظاتی بر آنان گذشته است، وقتی که در کنار پیکرهای مطهر همرزمان شهیدشان، دستبند اسارت بر دست هایشان بسته می شد، وقتی که با حالتی تحقیرآمیز آنان را سوار بر خودروها می کردند و در جهت مخالف جاده های منتهی به وطن، به سوی عراق می بردند، وقتی که به زور از آنان می خواستند جلوی دوربین های تلویزیونی از خوشحالی اسارت!! بگویند، وقتی که دور از چشم صلیب سرخ جهانی بی نشان بودند و یا نامه های خانواده ها را برای شکنجه روحی به آنان نمی دادند.
وقتی که با شلاق ها پذیرایی می شدند، وقتی که تن نحیفشان به جرم سجود بر خاک نمناک زندان زیر ضربه های شلاق کبود می شد، وقتی که خبرهای دروغین شکست های رزمندگان ایرانی را از بلندگوهای زندان ها پخش می کردند تا زنجیر مقاومت آنان را بگسلند، وقتی که خبر رحلت امام(ره) را با آب و تاب فراوان می دادند و نمی گذاشتند برای تسلاّی دل خویش گریه کنند و مخصوصاً وقتی که جنگ تمام شده بود و آنان از زمان آزادی خویش می پرسیدند و بعثی ها آن کلام زندانیان رژیم پهلوی به مبارزین را تکرار می کردند که آن قدر باید بمانید تا موی سرتان مانند دندان هایتان سفید شود!!
در این شرایط سخت بود که پیکی از سوی مرحوم یاسر عرفات با نامه دیکتاتور عراق رسید. نامه ای که تداوم تبادل آن منجر به آزادی آزادگان شد مکاتبات حساس و کارگشای اینجانب با صدام دیکتاتور بغداد در فضا و شرایطی خاص از بیم و امید شکل گرفت که نهایتاً به آزادی آزادگان انجامید.
ظرافت سیاسی ایجاب می کرد که طی نامه ها که مجموعاً ۱۲ نامه مبادله شد، شأن و جایگاه ملت ایران حفظ شود و از سوی دیگر دشمن بی منطق را کما فی السابق به کارهای غیرمنطقی تر نکشاند. خدا را شکر که صدام در لابلای نامه ها، زیاده طلبی خویش در اشغال کویت را افشاء کرد و همین باعث شد که نامه های من با ادبیاتی خاص نوشته شود، ادبیاتی که حتی امروز وقتی حامیان دیروز صدام می خوانند، به خاطر نمک نشناسی صدام و روحیه بزرگوارانه مردم ایران عرق شرم بر پیشانی خویش می بینند.
نامه ها می آمد و می رفت تا در تاریخ ۲۳/۵/۶۹ آخرین نامه صدام آمد که نوشته بود: «مبادله فوری و همه جانبه اسرای جنگ به هر تعدادی که در عراق و ایران در اسارت به سر می برند» و جالب تر اینکه در ادامه نوشت: «با این تصمیم، ما دیگر همه چیز روشن شده و بدین ترتیب همه آنچه را که می خواستید و بر آن تکیه می کردید، تحقق می یابد.»
صدام برای اولین بار- به ما- راست گفت، ایران به آنچه که می خواست رسیده بود و من در جواب او نوشتم: «اعلام پذیرش مجدد معاهده ۱۹۷۵ الجزایر از سوی شما راه اجرای قطعنامه و حل اختلافات را هموار ساخت» و از او خواستم که «آزادی اسرا با آهنگ و سرعت هرچه بیشتر ادامه یابد و تکمیل گردد.»
و بدین صورت بود که عزیزان در بند ما پس از سالها دوری، قدم بر خاک میهن اسلامی گذاشتند. به یاد دارم که پس از آزادی آنان، سید آزادگان مرحوم حجت الاسلام ابوترابی در یک جلسه طولانی و دو نفره، خط سیر حالات اسارت را از لحظه شروع تا لحظه پایان ترسیم کرده بود، حالاتی که هنوز هم وقتی به یاد می آورم، با اینکه سالها از آزادی آنان می گذرد، غم تمام وجودم را فرا می گیرد.
اما خوشحالم که درایت های امام راحل قبل از رحلت، شرایطی را فراهم کرد که امروز آن عزیزان را در میان خویش داریم و خوشحال ترم که هنوز نیامده بودند که در مجلس شورای اسلامی قوانین بسیار نیرومندی برای خدمات به آنان در زندگی، اشتغال، درمان و مهمتر از همه تحصیل تصویب کردیم و الان قشر بسیار فرهیخته ای در کشور داریم که اگرچه در میانسالی هستند، اما در کنار جانبازان، خانواده های شهدا و مفقودان و انبوه ایثارگران سرمایه های بی بدیل جامعه ما می باشند و در این بین، سرنوشت نامعلوم گروهی از عزیزان که فکر می کردیم به صورت گمنام اسیر باشند، چون کوه بر دلمان سنگینی می کند.
در میان آزادگان عزیز، عزیزان آزاده دیگری داریم که اگرچه به وطن برنگشتند، اما در میانه اسارت، آزاد و رها شدند و علاوه بر اجر اسارت، ثواب مضاعف شهادت را نیز در پرونده زندگی افتخارآمیز خویش ثبت کرده اند. شهیدان عزیزی چون مهندس تندگویان که شهادت در اسارتشان اولاً نشان از ثبات قدمشان دارد و ثانیاً سبعیّت رژیم بعث را در تاریخ ثبت می کند، حال آنکه قوانین تمام جوامع و مراکز بین المللی مربوطه، بر حفظ کرامت و سلامتی جسمی و روحی اسرا تأکید دارد.
اینجانب به همه آزادگان، مخصوصاً آنانی که در زمان فرماندهی من در جنگ به اسارت درآمدند، سلام و درود می فرستم و امیدوارم در کنار تلاش و کوشش خویش برای رونق زندگی فردی و اجتماعی، همچنان عزیز مردم ایران بمانند و اگر نارسایی و کم توجهی و غفلتی در رسیدگی به مطالبات بر حق خویش احساس می کنند، مانند سالهای اسارت صبوری کنند و به مسئولان مربوطه نیز سفارش می کنم که قدر این دردانه ها را بدانند که تک تکشان در کنار جانبازان، یادگاران جنگ و استوانه های مستحکم برای بقای خیمه انقلابند و بدانند حق آنان در مقابل صبر ارزشمندی که در زندان های بعثی ها داشتند، با هیچ اجر و مزد مادی ادا نمی شود و خدای بزرگ ما را نخواهد بخشید، اگر آنان در راه احقاق حقوق حقه خویش احساس کم توجهی و یا خدای ناخواسته احساس غبن کنند، هرچند به خاطر آشنایی هایی که با آنان داریم، می دانیم سالهای سخت زندان را برای اعتلای کشور و رضایت خداوند تحمل می کردند و همواره نزد مردم قدرشناس ایران عزیز و محترمند.
در متن یادداشت فرمانده جنگ به همین مناسبت آمده است:
وقتی به لحظه ورود آزادگان به وطن می اندیشم، تمام وجودم سرشار از شور و شعف می شود. عزیزانی که در راه دفاع از انقلاب اسلامی و وطن در بند بودند، مخصوصاً در سیاه چال های رژیمی که بویی از انسانیت نبرده بود. به واسطه سوابقی که در زندان داشتم، می دانستم هر لحظه حبس چقدر سخت می گذرد!
به ویژه اینکه شرایط اسرای ما در عراق از دو جهت متفاوت بود: اولاً آنان در یک کشور دیگر که ۸ سال با ما مشغول جنگ بود، اسیر و محبوس بودند. ثانیاً از قبول قطعنامه و پذیرش آتش بس چند ماهی گذشته بود و عزیزان در بند ما در برزخی از خوف و رجاء بودند.
در آن حال و هوا، وقتی خبر ورود اولین گروه از آزادگان را شنیدم، ناخودآگاه به یاد روح خدا افتادم که همین چند ماه پیش به خدا پیوسته بود. می دانستم غم فراق آن عزیز سفر کرده، در برگشتن فرزندان در بندش، هم برای آزادگان و هم برای مردم ایران تازه و سنگین تر می شود. اسرا با کوله باری از رنج و محنت چندین ساله اسارت و با امید وجود دلگرم کننده امام(ره)، می آمدند.
وقتی خبر همراه با تصاویر بازگشت اولین گروه آزادگان را شنیدیم و دیدیم که چگونه از مرز خسروی وارد میهن خویش می شوند، حالتی به من دست داد که هنوز هم پس از گذشت چندین سال نمی توانم توصیفش کنم.
می دانستم چه ساعات و لحظاتی بر آنان گذشته است، وقتی که در کنار پیکرهای مطهر همرزمان شهیدشان، دستبند اسارت بر دست هایشان بسته می شد، وقتی که با حالتی تحقیرآمیز آنان را سوار بر خودروها می کردند و در جهت مخالف جاده های منتهی به وطن، به سوی عراق می بردند، وقتی که به زور از آنان می خواستند جلوی دوربین های تلویزیونی از خوشحالی اسارت!! بگویند، وقتی که دور از چشم صلیب سرخ جهانی بی نشان بودند و یا نامه های خانواده ها را برای شکنجه روحی به آنان نمی دادند.
وقتی که با شلاق ها پذیرایی می شدند، وقتی که تن نحیفشان به جرم سجود بر خاک نمناک زندان زیر ضربه های شلاق کبود می شد، وقتی که خبرهای دروغین شکست های رزمندگان ایرانی را از بلندگوهای زندان ها پخش می کردند تا زنجیر مقاومت آنان را بگسلند، وقتی که خبر رحلت امام(ره) را با آب و تاب فراوان می دادند و نمی گذاشتند برای تسلاّی دل خویش گریه کنند و مخصوصاً وقتی که جنگ تمام شده بود و آنان از زمان آزادی خویش می پرسیدند و بعثی ها آن کلام زندانیان رژیم پهلوی به مبارزین را تکرار می کردند که آن قدر باید بمانید تا موی سرتان مانند دندان هایتان سفید شود!!
در این شرایط سخت بود که پیکی از سوی مرحوم یاسر عرفات با نامه دیکتاتور عراق رسید. نامه ای که تداوم تبادل آن منجر به آزادی آزادگان شد مکاتبات حساس و کارگشای اینجانب با صدام دیکتاتور بغداد در فضا و شرایطی خاص از بیم و امید شکل گرفت که نهایتاً به آزادی آزادگان انجامید.
ظرافت سیاسی ایجاب می کرد که طی نامه ها که مجموعاً ۱۲ نامه مبادله شد، شأن و جایگاه ملت ایران حفظ شود و از سوی دیگر دشمن بی منطق را کما فی السابق به کارهای غیرمنطقی تر نکشاند. خدا را شکر که صدام در لابلای نامه ها، زیاده طلبی خویش در اشغال کویت را افشاء کرد و همین باعث شد که نامه های من با ادبیاتی خاص نوشته شود، ادبیاتی که حتی امروز وقتی حامیان دیروز صدام می خوانند، به خاطر نمک نشناسی صدام و روحیه بزرگوارانه مردم ایران عرق شرم بر پیشانی خویش می بینند.
نامه ها می آمد و می رفت تا در تاریخ ۲۳/۵/۶۹ آخرین نامه صدام آمد که نوشته بود: «مبادله فوری و همه جانبه اسرای جنگ به هر تعدادی که در عراق و ایران در اسارت به سر می برند» و جالب تر اینکه در ادامه نوشت: «با این تصمیم، ما دیگر همه چیز روشن شده و بدین ترتیب همه آنچه را که می خواستید و بر آن تکیه می کردید، تحقق می یابد.»
صدام برای اولین بار- به ما- راست گفت، ایران به آنچه که می خواست رسیده بود و من در جواب او نوشتم: «اعلام پذیرش مجدد معاهده ۱۹۷۵ الجزایر از سوی شما راه اجرای قطعنامه و حل اختلافات را هموار ساخت» و از او خواستم که «آزادی اسرا با آهنگ و سرعت هرچه بیشتر ادامه یابد و تکمیل گردد.»
و بدین صورت بود که عزیزان در بند ما پس از سالها دوری، قدم بر خاک میهن اسلامی گذاشتند. به یاد دارم که پس از آزادی آنان، سید آزادگان مرحوم حجت الاسلام ابوترابی در یک جلسه طولانی و دو نفره، خط سیر حالات اسارت را از لحظه شروع تا لحظه پایان ترسیم کرده بود، حالاتی که هنوز هم وقتی به یاد می آورم، با اینکه سالها از آزادی آنان می گذرد، غم تمام وجودم را فرا می گیرد.
اما خوشحالم که درایت های امام راحل قبل از رحلت، شرایطی را فراهم کرد که امروز آن عزیزان را در میان خویش داریم و خوشحال ترم که هنوز نیامده بودند که در مجلس شورای اسلامی قوانین بسیار نیرومندی برای خدمات به آنان در زندگی، اشتغال، درمان و مهمتر از همه تحصیل تصویب کردیم و الان قشر بسیار فرهیخته ای در کشور داریم که اگرچه در میانسالی هستند، اما در کنار جانبازان، خانواده های شهدا و مفقودان و انبوه ایثارگران سرمایه های بی بدیل جامعه ما می باشند و در این بین، سرنوشت نامعلوم گروهی از عزیزان که فکر می کردیم به صورت گمنام اسیر باشند، چون کوه بر دلمان سنگینی می کند.
در میان آزادگان عزیز، عزیزان آزاده دیگری داریم که اگرچه به وطن برنگشتند، اما در میانه اسارت، آزاد و رها شدند و علاوه بر اجر اسارت، ثواب مضاعف شهادت را نیز در پرونده زندگی افتخارآمیز خویش ثبت کرده اند. شهیدان عزیزی چون مهندس تندگویان که شهادت در اسارتشان اولاً نشان از ثبات قدمشان دارد و ثانیاً سبعیّت رژیم بعث را در تاریخ ثبت می کند، حال آنکه قوانین تمام جوامع و مراکز بین المللی مربوطه، بر حفظ کرامت و سلامتی جسمی و روحی اسرا تأکید دارد.
اینجانب به همه آزادگان، مخصوصاً آنانی که در زمان فرماندهی من در جنگ به اسارت درآمدند، سلام و درود می فرستم و امیدوارم در کنار تلاش و کوشش خویش برای رونق زندگی فردی و اجتماعی، همچنان عزیز مردم ایران بمانند و اگر نارسایی و کم توجهی و غفلتی در رسیدگی به مطالبات بر حق خویش احساس می کنند، مانند سالهای اسارت صبوری کنند و به مسئولان مربوطه نیز سفارش می کنم که قدر این دردانه ها را بدانند که تک تکشان در کنار جانبازان، یادگاران جنگ و استوانه های مستحکم برای بقای خیمه انقلابند و بدانند حق آنان در مقابل صبر ارزشمندی که در زندان های بعثی ها داشتند، با هیچ اجر و مزد مادی ادا نمی شود و خدای بزرگ ما را نخواهد بخشید، اگر آنان در راه احقاق حقوق حقه خویش احساس کم توجهی و یا خدای ناخواسته احساس غبن کنند، هرچند به خاطر آشنایی هایی که با آنان داریم، می دانیم سالهای سخت زندان را برای اعتلای کشور و رضایت خداوند تحمل می کردند و همواره نزد مردم قدرشناس ایران عزیز و محترمند.
تبلیغات متنی
-
تماشای این سریال دانشآموزان را تا پای مرگ برد
-
تحلیل متفاوت الجزیره در مورد مذاکرات مسقط
-
توضیحات عراقچی درباره مکان دور دوم مذاکرات
-
معرفی ۵ سریال اختصاصی فیلمنت که نباید از دست داد!
-
صدام حسین در حال نماز خواندن در خانهای در بغداد
-
اصلاح نام و مشخصات بلیت هواپیما قانونی شد
-
واکنش امارات به مذاکرات هستهای ایران و آمریکا در مسقط
-
چرا آمریکا بمبافکنهای B-۵۲ را بازنشسته نمیکند؟
-
امروز حداقل سه نفر برای پسر حاتمیکیا غش کردند
-
آمریکا، عراق را به سامانه اسکن مرزی مجهز کرد
-
واکنش صریح «سهیل قاصدی» به رفتار بازیگران در جشنواره فجر
-
ضربالاجل آمریکا برای پایان جنگ روسیه و اوکراین اعلام شد
-
ناو آبراهام لینکلن به مرزهای ایران نزدیکتر شد؟
-
کاهش ۱ میلیون تومانی قیمت سکه در بازار امروز
-
تغییرات کوچک و جزئی میتواند الهامبخش باشد
-
امروز حداقل سه نفر برای پسر حاتمیکیا غش کردند
-
کاهش ۱ میلیون تومانی قیمت سکه در بازار امروز
-
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، آمریکا را تهدید کرد
-
اقدام کاپیتان استقلال درباره اعتراضات خبرساز شد
-
مهاجم خارجی استقلال، ایرانی از آب در آمد
-
آقای زیدآبادی! بالاخره توافق میشود یا نه؟
-
بازدید ویتکاف و کوشنر از ناو آبراهام لینکلن
-
رئیس نظام پزشکی: دی ماه ۲۵ هزار مجروح داشتیم
-
پسر سردار صفوی، عربستان را تهدید کرد
-
علت اصلی ریزش دلار و دیگر ارزها مشخص شد
-
این بیماری دومین علت مرگ در ایران است
-
دبیر بعد از باخت سنگین یزدانی به او یک «لقب» داد!
-
تصویری از سال ۱۳۸۲ که سرنوشت ایران به آن گره خورد
-
فیلمی که ده سال منتظرش بودیم، دنیا را تکان داد!
-
در اتفاقی عجیب، یک بازی لیگ برتر باتماشاگر شد!
-
شهر موشکی جدید سپاه با موشک خرمشهر-۴ رونمایی شد
-
هفت سریال که در تاریخ نمایش خانگی ایران ماندگار شد
-
ارتفاع برف در این منطقه به ۶ متر رسید
-
زمان اعلام نتایجِ مذاکرات ایران و آمریکا مشخص شد
-
پیام مرموز ترامپ بعد از مذاکرات عمان خبرساز شد
-
جمهوری اسلامی: زمان ادغام ارتش و سپاه فرارسیده
-
آخرین خبر از زمان دور بعدی مذاکرات ایران و آمریکا
-
ایران مهمترین پیشنهاد آمریکا در مذاکرات را رد کرد
-
تصاویر معناداری که سنتکام بعد از مذاکرات عمان منتشر کرد
-
اولین اظهارات ترامپ پس از مذاکرات ایران و آمریکا
-
زبان بدن عراقچی حین مذاکره جلبتوجه کرد
-
پرواز مشکوک فرمانده سنتکام به محل مذاکرات با ایران
-
تصویر عجیبی که ترامپ از اوباما و زنش منتشر کرد
-
موضوع محرمانه مذاکرات ایران و آمریکا لو رفت
-
الجزیره: آمریکا خواستههای سنگینی از ایران دارد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
اگر گروه های تند رو سر کار بودند باور کنین این اسرا هنوز ازاد نشده بودند و اینان هنوز شعار می دادند...اقای هاشمی دمت گرم.تاریخ و روز حساب همه چیز روشن خواهد شد.
عراقیها دارند تقاص بلاهایی را که به ناحق سر مردم ایران اوردند توسط خودشون میدهند داعش اه والدین ایران است که جوانهاشون را از دست دادند