روزنامه اصولگرا: توقعمان از چین واقعبینانه باشد
از آغاز هزاره جدید، چین به منطقه خلیجفارس به عنوان یک فرصت فزاینده اقتصادی-تجاری نگریسته و اهمیت تعامل متوازن و پایدار را در سیاست خارجی خود برجسته کرده است.
روزنامه قدس نوشت: از آغاز هزاره جدید، چین به منطقه خلیجفارس به عنوان یک فرصت فزاینده اقتصادی-تجاری نگریسته و اهمیت تعامل متوازن و پایدار را در سیاست خارجی خود برجسته کرده است.

از آنجا که سیاست کلان چین در روابط با کشورها برخلاف آمریکا مبتنی بر اتحاد و ائتلاف نیست مشارکت جامع استراتژیک بالاترین سطح پیوند سیاسی چین با کشورهای همپیمان است.
درواقع رویکرد چین به منطقه مستقیماً با رشد اقتصادی این کشور و ثبات داخلی آن مرتبط است. چین به جای تلاش برای نظم بخشیدن به منطقه غرب آسیا و درگیری در منازعات منطقهای، در قالب نظم سیاسی-امنیتی موجود تلاش کرده از چتر امنیتی آمریکا در منطقه بهره ببرد و از فرصتهای موجود در ایجاد روابط متوازن از طریق تجارت و سرمایهگذاری حداکثر استفاده را ببرد.
چین به واسطه استراتژی کلان خود که مبتنی بر صعود آرام و تدریجی است، تلاش کرده آمریکا را در مناطق خارج از حیاط خلوت خود (غرب آسیا) به چالش نکشد و تا حد زیادی تمایل دارد با ترجیحات آمریکا در خلیجفارس حرکت کند. البته چین از آمریکا دنبالهروی نمیکند و بیشتر رویکرد پوشش ریسک یا مصونسازی راهبردی را اتخاذ میکند. ماهیت تعامل چین با ایران مبتنی بر انعطاف و سیاست دشمنی صفر است. پکن بر سیاست خارجی چهار نه (عدم تعهد، عدم مداخله در امور داخلی سایر کشورها، خودداری از ایجاد نیروهای نیابتی و عدم تمایل به پر کردن خلأ قدرت) تأکید بسیار دارد. سنگ بنای دخالت چین در امور امنیتی خلیجفارس به اصل حفظ روابط خوب با همه طرفها و چند جانبهگرایی در حل مناقشات بستگی دارد.
سیاست «دشمن صفر چین» الهام گرفته و متأثر از اصول فلسفه دیپلماسی مشخصی است؛ اول اینکه بر استفاده از قدرت دیپلماتیک بهجای قوه قهریه مبادرت ورزیده شود؛ دوم بر صبر استراتژیک به جای اقدام تاکتیکی سطحی به عنوان راهحلی برای بحران تأکید میکند. سوم برای جلوگیری از خطرات احتمالی، نگرش متعادل و خنثی نسبت به دولتهای متخاصم بهجای حمایت مغرضانه از یک طرف دارد.
چین در مواجهه با اقدامات آمریکا در منطقه از راهبردهایی چون موازنه قدرت یا دنبالهروی پیروی نمیکند و در مقابل، وضعیت درجه دوم خود را پذیرا شده و تلاش کرده با به کارگیری سیاستهای متنوعسازی و ایجاد بازار جدید زیرساختهای انرژی، به موازات طرح «یک کمربند، یک جاده» اطمینان حاصل کند. بنابراین پکن در مواجهه با تنشهای منطقه، موضعی عملگرایانه گرفته و به دنبال حداکثر منافع و حداقل ماجراجویی سیاسی است.
همین رویه چین را در قبال جنگ رمضان هم میتوان ملاحظه کرد. به صورت کلی، چین نقش محتاطانهای در جنگ رمضان و تحولات منطقه ایفا میکند و درواقع شی، ترجیح میدهد سیاست قدرت را از طریق ظاهرسازیهای کنترلشده پیش ببرد؛ رویکردی که برخاسته از خصلت محاسبهگرانه مزایای بلندمدت است. البته این مفهوم درشرایط کنونی محدودیتهایی دارد که میتواند در بلندمدت تعادل امنیتی را به نفع بازیگران مداخلهگر تغییر دهد.
رأی چین در قطعنامه شورای امنیت نشاندهنده رویکرد واقعبینانه در عمل به معنای عدم همسویی با پروژه فشار غرب است؛ بدین معنا که پکن ضمن تمرکز بر منافع ملی خود، فضای مانور دیپلماتیک خود را حفظ کرده و از ورود مستقیم به تنش منطقه پرهیز میکند.
پس اساساً نباید روابط ایران و چین را بر مبنای انتظارات آرمانگرایانه یا غیرواقعبینانه و احساسی تنظیم کرد. باید با درک درست از اقتضائات ژئوپلیتیک و منافع ملی انتظارات را شکل داد تا فرصتهای همکاری مؤثر فراهم شود. در نهایت، چین خواهان برهم زدن نظم آمریکایی در خلیجفارس نیست. چتر امنیتی آمریکا محیطی را ایجاد کرده که در آن چین توانسته روابط متراکمتر و چندوجهی را با کشورهای منطقه بدون نیاز به ایفای نقش امنیتی دنبال کند (و به نوعی سواری رایگان بگیرد). البته که ادعای سواری رایگان توسط برخی تحلیلگران و رهبران چینی رد شده و برعکس بر آن هستند که چین قربانی بیثباتی منطقهای در نتیجه اقدامات و حضور نظامی بیپروای آمریکا در منطقه شده است و میانجیگری سیاسی و تعاملات اقتصادی میتواند به کاهش تنش میان کشورهای منطقهای کمک کند. لذا از منظر ایشان چین نقش ذینفع مسئول را در منطقه بهخوبی ایفا و با هدف توسعه قابلیتهای اقتصادی و نظامی و در عین حال اجتناب از رویارویی با رهبر سیستم در یک نظام تک قطبی غیرمتمرکز و تأکید بر صلح به صورت کامل با ادبیات مرتبط با مصونسازی راهبردی (پوشش ریسک) مطابقت پیدا میکند.
ارسال نظر