۱۵۹۸۲۷۲
۲۸۶۶
۲۸۶۶
پ

لیلا برای آزاد کردن همسرش به اوین رفت و دیگر برنگشت

لیلا زن ۳۵‌ساله‌ای بود که همراه پدرش برای آزادکردن همسرش به زندان رفته بود. به پدر گفت تو ماشینت را پارک کن و دنبالم بیا. خودش به سمت دادسرای زندان رفت و دیگر برنگشت.

شرق: آفتاب در میان آسمان دوم تیرماه بود که زندان اوین موشک خورد و جان «لیلا جعفرزاده» را گرفت؛ لیلا زن ۳۵‌ساله‌ای بود که همراه پدرش برای آزادکردن همسرش به زندان رفته بود. به پدر گفت تو ماشینت را پارک کن و دنبالم بیا. خودش به سمت دادسرای زندان رفت و دیگر برنگشت. پدر آن سوی خیابان بود. به سمت دخترش دوید اما اثری پیدا نکرد. وقتی برگشت سربازان را دید که در آتش می‌سوزند. لیلا دختر دوساله‌ای دارد به نام نیلا. وقتی رفت، یک سال داشت و حالا صدایش از پشت تلفن می‌آید که از مادربزرگش می‌خواهد عکس مامان لیلا را نشانش دهد.

images (1)

پدر از زندان آزاد شد، چهار میلیارد تومان پولی که همسرش با فروش طلا و قرض‌گرفتن از این و آن گرفت‌ به طلبکاران داد و رفت دنبال زندگی‌اش. نه پول را به خانواده لیلا برگرداند و نه سرپرستی دخترش را بر عهده گرفت. مادر لیلا‌ زن پرحرفی نیست، نمی‌تواند احساساتش را به زبان آورد، اما صدایش غم دارد: «ما جمع کرده و به شهرستان رفته بودیم. دخترم اما دنبال کارهای آزادکردن همسرش بود که به‌خاطر بدهی در زندان بود. سه روز پشت سر هم برای کارهای اداری به اوین می‌رفت و روز آخر پدرش همراهش بود که این اتفاق افتاد». پیکر لیلا دو ترکش خورده بود: «طلبکاران حساب دخترم را خالی کردند. یک هزار تومان برایمان نگذاشتند. حالا ما مانده‌ایم با چهار میلیارد تومان بدهی. چندین بار دادگاه رفتم و گفتم اقدامی برای بازگرداندن پولمان بکنند اما کسی جوابی نداد». نیلا دختر لیلا آن روز که مادرش را از دست داد یک سال و دو روزش بود و روزهای کمی به تولد دوسالگی‌اش مانده. نیلا حاصل زندگی هشت‌ساله پدر و مادرش است.

نیلا متوجه نبود مادرش است؟

مدام مامان مامان می‌کند. خیلی وقت‌ها گوشی موبایلم را می‌گیرد و دنبال عکس مادرش می‌گردد. هر‌کس تلفن می‌کند می‌گوید بهش بگو مامانم را بیاورد.

این یک سال چطور به شما گذشت؟

خیلی سخت، خیلی. پدرش خیلی ما را اذیت کرد. بچه کنارش آرام نمی‌گیرد. از یک طرف داغ دخترم است، از یک طرف پولی که باید به مردم پس بدهیم و طرف دیگر دختری که بی‌مادر بزرگ می‌شود. لیلا یکی از چهار فرزند خانواده است. حالا رفته و دخترش را جای خود به خانواده برگردانده است. مادر لیلا‌ پولی را که بنیاد شهید داده خرج نوه‌اش می‌کند و حالا دنبال یک وام از بنیاد است تا بتواند برای دخترش مراسم سالگرد بگیرد: «وام صد میلیون تومانی با ۲۳ درصد سود می‌خواهم بگیرم. پول نداریم مراسم بگیریم».

Desktop Banner Mobile Banner
Desktop Banner Mobile Banner

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج