آقاتهرانی: اگر بنا به امر به معروف فیزیکی بود باید خاتمی را تکه پاره میکردیم!
آقاتهرانی معلم اخلاق دولت محمود احمدینژاد گفت: بچههای حاجآقا هم معمولا مراعات این مسأله را باید بکنند که میکنند که نظرات ایشان باید دقیق اجرا شود و واقعا هم هیچ موقع دنبال این کارها نبودهایم. اینطوری که نمیشود. بههمیندلیل در صحبتی هم که درباره آقای هاشمیرفسنجانی کردم گفتم اگر بنا بود امربهمعروف و نهیازمنکر فیزیکی بکنیم باور کن خاتمی و تو را میزدیم تکهپاره میکردیم.
روزنامه شرق: حجتالاسلاموالمسلمین آقاتهرانی معلم اخلاق دولت محمود احمدینژاد است. فراز و فرود دولت احمدینژاد و رابطهاش با آیتالله مصباح، لاریجانی، هاشمی و... موضوع گفتوگوی او با «رمز عبور» است که گزیدهای از آن را در ادامه میخوانید. سایت رجانیوز این گفتوگو را بازنشر کرده است.
اواخر در جلساتی که با آقای احمدینژاد داشتم، دیگر رسم شده بود که هرچند وقت یکبار یک کاغذ A۴ را برمیداشتم و چند قسمت میکردم و از بالا به پایین حسنهای ایشان را مینوشتم و پشت آن عیبهای ایشان و کارهای اشتباهی را که از ایشان سراغ میگرفتم و از مردم و حوزه شنیده بودم مینوشتم. یک جلسه نیمساعته هم با ایشان داشتم و واقعا هم دل میداد؛ یعنی میآمد و مینشست و نمیگفت نه.
میگفتم نمیخواهم جواب بدهی. اصلا نیامدهام با هم بحث کنیم. به نظر من این حسنها بوده است. باریکلا این کارها را کردی. مثلا نماز اول وقت خواندهای آفرین! فلانی را دیدی فاسد اقتصادی است، برداشتی باریکلا. عیبهایت هم اینهاست و اینجاها اشتباه کردی. گاهی که میخواست دفاع کند میگفتم نمیخواهد دفاع کنی. من در مقامی نیستم که بخواهی در برابر من دفاع یا بحث کنی. فقط میخواهم بدانی و هر کدام درست است عمل کنی و هر کدام نیست بریز دور. من که با تو این حرفها را ندارم.
واقعا در این حد اعتماد بین ما بود. در جلسات آخر هرچه گفته میشد، میگفت این تقصیر لاریجانی است. گفتم من یکچیزی را دارم در جامعه میشنوم و خوف دارم. میگویند آقای احمدینژاد با آقای هاشمی بسته یا اگر هم نبسته، شکل او شده است. این را قبول ندارم، ولی روی این حرف فکر کن. داریم آهسته آهسته جلو میرویم. آیا امروز ما با روزهای اول یکی است یا نه؟ ارزشهای زیادی برای ما مهم بودند. الان هم همینطور است؟
آیا برای اینکه بخواهیم به هر هدفی برسیم از هر وسیلهای و راهی استفاده میکنیم؟ این را بپاییم، چون یکی از انحرافات جدی در سیاست همین است که هدف، وسیله را توجیه میکند و انسان آهسته آهسته که جلو میرود، وقتی که میخواهد به هدف مقدسی برسد، بعضی از کارها را میکند که خودش هم میداند کار درستی نیست. این یکی از چیزهایی بود که یک بار مطرح کردم. گفت قبول ندارم.
گفتم این را میگویند و خود من هم جوابی برایش ندارم که چه بگویم؟ واقعا چه باید گفت؟ جوابی هم نداد؛ یعنی جزء همانهایی بود که جواب نمیخواستم و رد شدم، اما یادم هست یک روز با ایشان مطرح کردم که ورود چند نفر در اطراف شما را کمی قابلتأمل میدانم. نمیگویم آدمهای بدی هستند.
آخرین دیداری که آیتالله مصباحیزدی به دیدن احمدینژاد رفتند، فکر میکنم سال ۸۹ بود. حاجآقا بعد از جلسه درباره روابط مراد و مریدی و عرفان و اینها یک مقدار صحبت کردند که سمت و جهت آقای احمدینژاد، سمت و جهت جدیتری شود و کسی را جایگزین معصوم(ع) نکنید. در بین افکار عرفانی و صوفیه یکی از ایراداتی که وجود دارد این است که در رابطه مراد و مریدی میافتند و کار به جایی میرسد که انگار طرف هرچه میگوید وحی منزل است. حتی یادم هست حاجآقا در آنجا داستانی را برای آقای احمدینژاد نقل کرده بودند که موضوع برایش روشنتر شود.
به آیتالله مصباح گفتم: «صحبتهایی که با مرحوم بهشتی کردید چه شد؟» فرمودند: «وقتی خوب بحث کردیم، به واقع نه او قانع شد نه من قانع شدم. آخرش مرحوم آقای بهشتی گفتند حاجآقا محمدتقی! بیا و به خاطر رفاقت کوتاه بیا. گفتم آسید محمد! این را بدان که من برای دینم عاطفه ندارم». عین عبارتشان است که آن موقع گفتند. چند ماه پیش هم پرسیدم یادتان هست؟ گفتند بله. خیلی مرد است. صمیمیت مرحوم شهید بهشتی و حاجآقا زبانزد بود. آقای بهجت میفرمودند مواظب آقای مصباح باشید. اینطور که صحبت میکند بلایی به سرش نیاید. همیشه یک عده از بچهها با ایشان همراه میشدند. میآمدند و جلسات را به هم میریختند، مثل خاتمی. شیخ قدرت علیخانی، زد زیر عمامه حاجآقا! همینها.
نماز آقا را هر وقت بخواهم میتوانم بروم. گاهی وقتها میروم. بعد از ماجرای ٢٢ بهمن قم هم رفتم. بعدش گفتند صدا زدند و آقا دعوا کردند. وقتی فیلمش را نشان دادند که آقا دعوا نکرده بودند، گفتند آقا اخم کردند. حالا باید برویم فیلمش را ببینیم که اخم هم کردهاند یا نه؟ در این چیزها دروغگفتن کاری ندارد. من آنجا رفتم نماز. نماز که تمام شد و آقا با دیگران صحبت کردند و بعد آمدند و نشستند. معمولا وقتی نماز تمام میشود، آقا با همه کسانی که آمدهاند یک سلام احوالپرسی میکنند. نمازشان که تمام شد، صف دوم بودم. چند کلمهای با آقای ریشهری صحبت کردند و بعد چشمشان به من افتاد و اشاره کردند که بیایید جلو. من رفتم جلو و سلام کردم و گفتند این داستان قم چقدر درست است؟
گفتم آقا هیچ ربطی به ما ندارد. اصلا بچههای ما نبودند و کار ما نبود. گفتند تکذیبش کنید. دو تا عبارت گفتند تکذیب و بعد محکومش کنید. گفتم چشم! نوارش را هم در مجلس آوردند که آقاتهرانی سه بار میگوید چشم! چشم! چشم! همین که رسیدم به کمیسیون، فوری به خبرگزاری فارس تلفن زدم و گفتم میخواهم مصاحبه کنم. گفت حاجآقا! دو دقیقه دیگر ضبطم آماده میشود. زنگ زدم به سایت رجا. به تکتکشان زنگ زدم و همان لحظه پنج تا مصاحبه کردم.
تمام شد و تازه یادم آمد گرسنهام و امروز اصلا ناهار نخوردهام. حالا باید مجلس را هم اداره کنم. رئیس کمیسیون بودم. به آقای صالحی گفتم شما کمیسیون را اداره کنید تا بیایم. کار مهمتری دارم و رفتم ناهار را خوردم و بعدازظهر دوباره دنبال کردم که آیا اینها آمده، منتشر شده است یا نه؟ و مطرح کردم و رفت که بعد حضرت آقا اظهارنظر کردند.
همان روز ٢٢ بهمن قم بودم و در راهپیمایی شرکت داشتم. ولی دیگر برای سخنرانی به شبستان نیامدم. گفتم اول بروم به حضرت معصومه (س) ابراز ادب کنم و بعد بیایم داخل. داشتم زیارتنامه میخواندم آقایی آمد گفت حاجآقا! نمیگذارند آقای لاریجانی صحبت کند و دارد بد میشود. گفتم خب؟ گفت شما بیایید سخنرانی کنید. گفتم چرا بیایم سخنرانی کنم؟ بعد خیال میکنند بههم زدهام و حال، خودم بیایم سخنرانی کنم. برو بابا! این چیزها به من ربطی ندارد.
زیارتم را خواندم. بعد که آمدم بیرون، دیدم جمعیت عادی نیست و اصلا دیگر در سالن هم نرفتم. عجیب این است که بعضی از طلبهها را که گرفتند، میگفتند خدا میداند مرا که گرفتند فقط به این خاطر بوده که یک نفر به من پیامک کرده که جلسه به هم ریخته است. گفتم چقدر جریمهات کردند؟ گفت پنجهزار تومان. بپرسید چند بار او را بردند دادگاه و آوردند؟ گفت اصلا زندگیام را مختل کردند و به خودم قول دادهام که دیگر ۲۲ بهمن راهپیمایی نروم. از این اشتباهات دیگر نمیکنم، اما من نه اصلا کارهای بودم نه هیچی، به خاطر پیامکی که به من زدند ... واقعا ما همه چیز را اینقدر دقیق دنبال میکنیم!
آیتالله مصباح به من فرمودند که به آقای لاریجانی بگو به واللهالعلیالعظیم من در این قصه نه خودم از قبل خبر داشتم نه همان موقع میدانستم، بعد به من خبر دادند که چه شده است. اصلا به من ربطی ندارد، ولی آقای لاریجانی همه برخوردهایش حاکی از این است که شخص آقای مصباح این کار را کرده که بسیار برای خودش بد است. برای خود آقای لاریجانی این کار خیلی زشت است. واقعا دلم میسوزد. حاجآقا که اساسا اهل این حرفها نیست قسم خورد که به او بگو که بیخودی در دلش نماند و خیال نکند من کردهام. ربطی به من ندارد. در این قصه کاری نداشتم.
بچههای حاجآقا هم معمولا مراعات این مسأله را باید بکنند که میکنند که نظرات ایشان باید دقیق اجرا شود و در حرم کارهایی از این قبیل انجام نمیدهند و واقعا هم هیچ موقع دنبال این کارها نبودهایم. اینطوری که نمیشود. بههمیندلیل در صحبتی هم که درباره آقای هاشمیرفسنجانی کردم گفتم اگر بنا بود امربهمعروف و نهیازمنکر فیزیکی بکنیم باور کن خاتمی و تو را میزدیم تکهپاره میکردیم.
اینجا که تهران نیست، اینجا قم است؛ ولی ایشان اجازه این کار را به ما نداده است. ما حق نداریم روی کسی دست بلند کنیم و یا چیزی را پرتاب کنیم. برای چه این نسبتها را به هرکسی که میخواهید میدهید؟ خود بچههایی هم که دهه فجر را میگرفتند؛ مثلا آقایی که مسئول برنامه و همایش بود آدمهای درستی هستند اصلا اهل این حرفها نیستند. همیشه هم انقلابی و متدین بودهاند؛ ولی شیوههای آقایان را قبول ندارند.
اواخر در جلساتی که با آقای احمدینژاد داشتم، دیگر رسم شده بود که هرچند وقت یکبار یک کاغذ A۴ را برمیداشتم و چند قسمت میکردم و از بالا به پایین حسنهای ایشان را مینوشتم و پشت آن عیبهای ایشان و کارهای اشتباهی را که از ایشان سراغ میگرفتم و از مردم و حوزه شنیده بودم مینوشتم. یک جلسه نیمساعته هم با ایشان داشتم و واقعا هم دل میداد؛ یعنی میآمد و مینشست و نمیگفت نه.
میگفتم نمیخواهم جواب بدهی. اصلا نیامدهام با هم بحث کنیم. به نظر من این حسنها بوده است. باریکلا این کارها را کردی. مثلا نماز اول وقت خواندهای آفرین! فلانی را دیدی فاسد اقتصادی است، برداشتی باریکلا. عیبهایت هم اینهاست و اینجاها اشتباه کردی. گاهی که میخواست دفاع کند میگفتم نمیخواهد دفاع کنی. من در مقامی نیستم که بخواهی در برابر من دفاع یا بحث کنی. فقط میخواهم بدانی و هر کدام درست است عمل کنی و هر کدام نیست بریز دور. من که با تو این حرفها را ندارم.
واقعا در این حد اعتماد بین ما بود. در جلسات آخر هرچه گفته میشد، میگفت این تقصیر لاریجانی است. گفتم من یکچیزی را دارم در جامعه میشنوم و خوف دارم. میگویند آقای احمدینژاد با آقای هاشمی بسته یا اگر هم نبسته، شکل او شده است. این را قبول ندارم، ولی روی این حرف فکر کن. داریم آهسته آهسته جلو میرویم. آیا امروز ما با روزهای اول یکی است یا نه؟ ارزشهای زیادی برای ما مهم بودند. الان هم همینطور است؟
آیا برای اینکه بخواهیم به هر هدفی برسیم از هر وسیلهای و راهی استفاده میکنیم؟ این را بپاییم، چون یکی از انحرافات جدی در سیاست همین است که هدف، وسیله را توجیه میکند و انسان آهسته آهسته که جلو میرود، وقتی که میخواهد به هدف مقدسی برسد، بعضی از کارها را میکند که خودش هم میداند کار درستی نیست. این یکی از چیزهایی بود که یک بار مطرح کردم. گفت قبول ندارم.
گفتم این را میگویند و خود من هم جوابی برایش ندارم که چه بگویم؟ واقعا چه باید گفت؟ جوابی هم نداد؛ یعنی جزء همانهایی بود که جواب نمیخواستم و رد شدم، اما یادم هست یک روز با ایشان مطرح کردم که ورود چند نفر در اطراف شما را کمی قابلتأمل میدانم. نمیگویم آدمهای بدی هستند.
آخرین دیداری که آیتالله مصباحیزدی به دیدن احمدینژاد رفتند، فکر میکنم سال ۸۹ بود. حاجآقا بعد از جلسه درباره روابط مراد و مریدی و عرفان و اینها یک مقدار صحبت کردند که سمت و جهت آقای احمدینژاد، سمت و جهت جدیتری شود و کسی را جایگزین معصوم(ع) نکنید. در بین افکار عرفانی و صوفیه یکی از ایراداتی که وجود دارد این است که در رابطه مراد و مریدی میافتند و کار به جایی میرسد که انگار طرف هرچه میگوید وحی منزل است. حتی یادم هست حاجآقا در آنجا داستانی را برای آقای احمدینژاد نقل کرده بودند که موضوع برایش روشنتر شود.
به آیتالله مصباح گفتم: «صحبتهایی که با مرحوم بهشتی کردید چه شد؟» فرمودند: «وقتی خوب بحث کردیم، به واقع نه او قانع شد نه من قانع شدم. آخرش مرحوم آقای بهشتی گفتند حاجآقا محمدتقی! بیا و به خاطر رفاقت کوتاه بیا. گفتم آسید محمد! این را بدان که من برای دینم عاطفه ندارم». عین عبارتشان است که آن موقع گفتند. چند ماه پیش هم پرسیدم یادتان هست؟ گفتند بله. خیلی مرد است. صمیمیت مرحوم شهید بهشتی و حاجآقا زبانزد بود. آقای بهجت میفرمودند مواظب آقای مصباح باشید. اینطور که صحبت میکند بلایی به سرش نیاید. همیشه یک عده از بچهها با ایشان همراه میشدند. میآمدند و جلسات را به هم میریختند، مثل خاتمی. شیخ قدرت علیخانی، زد زیر عمامه حاجآقا! همینها.
نماز آقا را هر وقت بخواهم میتوانم بروم. گاهی وقتها میروم. بعد از ماجرای ٢٢ بهمن قم هم رفتم. بعدش گفتند صدا زدند و آقا دعوا کردند. وقتی فیلمش را نشان دادند که آقا دعوا نکرده بودند، گفتند آقا اخم کردند. حالا باید برویم فیلمش را ببینیم که اخم هم کردهاند یا نه؟ در این چیزها دروغگفتن کاری ندارد. من آنجا رفتم نماز. نماز که تمام شد و آقا با دیگران صحبت کردند و بعد آمدند و نشستند. معمولا وقتی نماز تمام میشود، آقا با همه کسانی که آمدهاند یک سلام احوالپرسی میکنند. نمازشان که تمام شد، صف دوم بودم. چند کلمهای با آقای ریشهری صحبت کردند و بعد چشمشان به من افتاد و اشاره کردند که بیایید جلو. من رفتم جلو و سلام کردم و گفتند این داستان قم چقدر درست است؟
گفتم آقا هیچ ربطی به ما ندارد. اصلا بچههای ما نبودند و کار ما نبود. گفتند تکذیبش کنید. دو تا عبارت گفتند تکذیب و بعد محکومش کنید. گفتم چشم! نوارش را هم در مجلس آوردند که آقاتهرانی سه بار میگوید چشم! چشم! چشم! همین که رسیدم به کمیسیون، فوری به خبرگزاری فارس تلفن زدم و گفتم میخواهم مصاحبه کنم. گفت حاجآقا! دو دقیقه دیگر ضبطم آماده میشود. زنگ زدم به سایت رجا. به تکتکشان زنگ زدم و همان لحظه پنج تا مصاحبه کردم.
تمام شد و تازه یادم آمد گرسنهام و امروز اصلا ناهار نخوردهام. حالا باید مجلس را هم اداره کنم. رئیس کمیسیون بودم. به آقای صالحی گفتم شما کمیسیون را اداره کنید تا بیایم. کار مهمتری دارم و رفتم ناهار را خوردم و بعدازظهر دوباره دنبال کردم که آیا اینها آمده، منتشر شده است یا نه؟ و مطرح کردم و رفت که بعد حضرت آقا اظهارنظر کردند.
همان روز ٢٢ بهمن قم بودم و در راهپیمایی شرکت داشتم. ولی دیگر برای سخنرانی به شبستان نیامدم. گفتم اول بروم به حضرت معصومه (س) ابراز ادب کنم و بعد بیایم داخل. داشتم زیارتنامه میخواندم آقایی آمد گفت حاجآقا! نمیگذارند آقای لاریجانی صحبت کند و دارد بد میشود. گفتم خب؟ گفت شما بیایید سخنرانی کنید. گفتم چرا بیایم سخنرانی کنم؟ بعد خیال میکنند بههم زدهام و حال، خودم بیایم سخنرانی کنم. برو بابا! این چیزها به من ربطی ندارد.
زیارتم را خواندم. بعد که آمدم بیرون، دیدم جمعیت عادی نیست و اصلا دیگر در سالن هم نرفتم. عجیب این است که بعضی از طلبهها را که گرفتند، میگفتند خدا میداند مرا که گرفتند فقط به این خاطر بوده که یک نفر به من پیامک کرده که جلسه به هم ریخته است. گفتم چقدر جریمهات کردند؟ گفت پنجهزار تومان. بپرسید چند بار او را بردند دادگاه و آوردند؟ گفت اصلا زندگیام را مختل کردند و به خودم قول دادهام که دیگر ۲۲ بهمن راهپیمایی نروم. از این اشتباهات دیگر نمیکنم، اما من نه اصلا کارهای بودم نه هیچی، به خاطر پیامکی که به من زدند ... واقعا ما همه چیز را اینقدر دقیق دنبال میکنیم!
آیتالله مصباح به من فرمودند که به آقای لاریجانی بگو به واللهالعلیالعظیم من در این قصه نه خودم از قبل خبر داشتم نه همان موقع میدانستم، بعد به من خبر دادند که چه شده است. اصلا به من ربطی ندارد، ولی آقای لاریجانی همه برخوردهایش حاکی از این است که شخص آقای مصباح این کار را کرده که بسیار برای خودش بد است. برای خود آقای لاریجانی این کار خیلی زشت است. واقعا دلم میسوزد. حاجآقا که اساسا اهل این حرفها نیست قسم خورد که به او بگو که بیخودی در دلش نماند و خیال نکند من کردهام. ربطی به من ندارد. در این قصه کاری نداشتم.
بچههای حاجآقا هم معمولا مراعات این مسأله را باید بکنند که میکنند که نظرات ایشان باید دقیق اجرا شود و در حرم کارهایی از این قبیل انجام نمیدهند و واقعا هم هیچ موقع دنبال این کارها نبودهایم. اینطوری که نمیشود. بههمیندلیل در صحبتی هم که درباره آقای هاشمیرفسنجانی کردم گفتم اگر بنا بود امربهمعروف و نهیازمنکر فیزیکی بکنیم باور کن خاتمی و تو را میزدیم تکهپاره میکردیم.
اینجا که تهران نیست، اینجا قم است؛ ولی ایشان اجازه این کار را به ما نداده است. ما حق نداریم روی کسی دست بلند کنیم و یا چیزی را پرتاب کنیم. برای چه این نسبتها را به هرکسی که میخواهید میدهید؟ خود بچههایی هم که دهه فجر را میگرفتند؛ مثلا آقایی که مسئول برنامه و همایش بود آدمهای درستی هستند اصلا اهل این حرفها نیستند. همیشه هم انقلابی و متدین بودهاند؛ ولی شیوههای آقایان را قبول ندارند.
تبلیغات متنی
-
ریزش سنگ و بهمن مسافران این جاده را تهدید میکند
-
پیام واضح بهاره هدایت به میرحسین موسوی
-
آتش سوزی در خیابان خیام تهران
-
بهنام یخچالی قید تیم ملی را زد؛ نمیتوانم به غم مردم بیتفاوت باشم
-
این شرکت خودرویی هم محصولاتش را گران کرد
-
زلزله شدید صبحگاهی عسلویه را لرزاند
-
رویترز: فرستاده ترامپ به عراق، برکنار شد
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
خبر مربوط به عقبنشینی لینکلن کار ایرانیها بود!
-
اقدام امروز نمایندگان مجلس علیه اتحادیه اروپا
-
خودش و دخترش؛ خانوادهای که خیلی در خبرها حضور دارند
-
این روش خرید فیترشکن در ایران رواج یافته است
-
تصمیمی که دانشجوها را به حاشیه راند
-
تصاویر قایق انتحاری مخصوص زدن ناو هواپیمابر
-
قتل همسر و مادر زن به خاطر سه میلیارد طلا
-
پیام واضح بهاره هدایت به میرحسین موسوی
-
بهنام یخچالی قید تیم ملی را زد؛ نمیتوانم به غم مردم بیتفاوت باشم
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
خبر مربوط به عقبنشینی لینکلن کار ایرانیها بود!
-
خودش و دخترش؛ خانوادهای که خیلی در خبرها حضور دارند
-
پیشبینی هوای تهران طی ۲ روز آینده
-
ترامپ چارچوب توافق احتمالی با ایران را اعلام کرد
-
برای آنها که در عزای عزیزانشان خستگیناپذیر میرقصند
-
چند ترانه خاص که این روزها بیشتر شنیده میشوند
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
فرهیختگان: بهترین زمان حمله آمریکا، الان بود
-
واکنش رسمی عربستان به خبر حمایت از حمله به ایران
-
توافق ایران با آمریکا وارد فاز تازهای شد
-
فرود هواپیمای مرموز روسی در تهران
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
پرواز پهپاد شناسایی ایران بر فراز خلیج فارس
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
بله اونوقت با کارایی که احمدی نژاد کرد باید چه بلایی سر احمدی نژاد میاوردیم؟!
معلم اخلاق !!!!!!!!!!!!!
خاتمی و هاشمی خاری ست در چشم دشمنانشان
درود بر خاتمی و درود بر هاشمی
واقعا معلم اخلاق هستند ؟
ای بابا
به خاطر همینه که به ما میگن جهان سومی معلم اخلاق ... شاگرداتونم دیدیم اما ما تیکه پاره نمیکنیم نقد میکنیم و راه درست رو نشون میدیم ... یا حق
اكر اقاي احمدي نزاد نبود ايراني هم نبود..درود خدا بر اقاي احمدي نزاد...باباي فقرا احمدي نزاده
پاسخ ها
شما کوتاه بیا