مبانی تفاوت دستمزد مدیران و کارمندان
کیومرث اشتریان، دانشیار سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران در شرق نوشت: جنجالهای اخیر که بر سر «فیشهای نجومی» در کشور پدیدار شد، پرده از نقایصی مهم در سیاستهای حقوق و دستمزد در نظام اداری کشور برمیدارد.
کیومرث اشتریان، دانشیار سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران در شرق نوشت: جنجالهای اخیر که بر سر «فیشهای نجومی» در کشور پدیدار شد، پرده از نقایصی مهم در سیاستهای حقوق و دستمزد در نظام اداری کشور برمیدارد.
مسئله این است آیا حقوق و دستمزدهای مدیران دولتی باید همسان باشد یا برعکس، دریافتیهای مدیران براساس مسئولیتها و اهمیت کار متفاوت باشد؟ تساوی حقوق از منطق عقلانی و انگیزشی مستحکمی برخوردار نیست. مهمترین استدلال برای مساوینبودن حقوق و دستمزد، تخصص کار و سختی و سنگینی مسئولیتهای مترتب بر آن است. بنابراین تأکید بر تساوی حقوق و دستمزد نهفقط غیرعادلانه، بلکه غیرعملی و ناپایدار خواهد بود و تبعاتی مانند ناکارآمدی، کژکارکردی و فساد اداری را در پی خواهد داشت؛ اما اگر تفاوت را بپذیریم، به دو پرسش مهم دیگر، باید پاسخگو باشیم.
اولا: حدود و سقف و کف حقوق چقدر باشد؟
اگر تفاوت را بپذیریم پرسش این است که این تفاوت چقدر باشد؟ به تعبیر دیگر بین حداقل حقوق و حداکثر آن چقدر فاصله باشد؟ پاسخ این است که میزان دقیقی را نمیتوان بیان کرد و بایستی آن را به عرف منصف جامعه و چانهزنی واگذار کرد. رسیدن به نتیجه و توافق، با مذاکره و چانهزنی و اجماع خبرگی و میزان منابع موجود به دست میآید.
ثانیا: مبانی و شرایط و ملاحظات تفاوت حقوق و دستمزد چه باید باشد؟ برای درک مبانی تفاوت حقوق و دستمزدها که موضوع اصلی این مقاله است، نیازمند یک نظریه مناسب هستیم. سخن این مقاله این است: حداقل چهار عامل اصلی بایستی مبنای تفاوت حقوق و دستمزدها باشد:
رقابت: پستهای مدیریتی (حداقل در سطح مدیران کل و معاونان وزرا) بایستی رقابتی باشد نه رفاقتی. برخی مدیران نه بسیاری از آنان، به دلیل ارتباطات رفاقتی، باندی، جناحی و ... به این مقام رسیدهاند؛ درنتیجه نمیتوانند ادعا کنند بهدلیل تواناییها و استعدادهایشان این موقعیت را کسب کردهاند. بههمینسان نباید ادعای دریافت دستمزدهای بالا داشته باشند. برای رقابتیشدن مدیریتها یک پیشنهاد کارشناسی این است که برای هر پست در دو دستگاه متفاوت، براساس معیارهایی افرادی کاندیدا و انتخاب شوند. نمونه این نوع گزینش در هیأتعلمی دانشگاهها انجام میشود؛ یک عضو هیأتعلمی برای ارتقا به مقام استادی بایستی ابتدا در هیأت ممیزه دانشکده و سپس هیأت ممیزه دانشگاه مدارک و صلاحیتها و قابلیتهای خود را ارائه دهد. درصورتیکه هر دو هیأت وی را تأیید کنند، میتواند ارتقا یابد.
در حوزههای مدیریتی نیز، اگر کسی مثلا میخواهد در یک دستگاه به مدیرکلی یا به معاونت وزارتخانه نائل شود، بایستی نخست صلاحیتها و قابلیتهای وی براساس معیارهای شفافی ارزیابی شود و اگر فرد مورد نظر حائز شرایط تشخیص داده شد، به هیـأت ممیزه دوم که در سازمان مدیریت و برنامهریزی تشکیل میشود، معرفی شود. اگر در این هیأت نیز حائز شرایط تشخیص داده شد، نام وی در فهرست کاندیداهای پست مدیریتی در فلان وزارتخانه ثبت میشود. وزیر نیز موظف است از درون همین فهرست یک نفر را انتخاب کند. کاندیداهای واجد شرایط برای یک پست در یک فهرست، ممکن است در زمانی به ١٠، ١٥، ٢٠نفر یا بیشتر برسند؛ بنابراین عملا رقابتی در این سطوح برای انتخاب مدیران شکل میگیرد. مدیری که در چنین فرایندی رشد کند، استحقاق این را مییابد که دریافتی بیشتری داشته باشد و درعینحال شرمسار از افشای فیش حقوقیاش نباشد!
عملکرد: دومین عنصر اساسی که باید بر دریافت حقوق و دستمزدهای مدیران ارشد حاکم باشد، عنصر عملکرد است. مثلا دریافتی یک مدیر ارشد بانک بایستی با عملکردهای عینی و کمّی وی به طریقی واضح و شفاف مرتبط باشد؛ یا حقوق مدیر ارشد یک شرکت باید براساس درصدی از سود واقعی (و نه تصنعی و حسابسازی) که به وسیله وی به ارمغان آمده است باشد؛ البته با حفظ یک سقف که از نظر عرفي معقول و با دریافت تصاعدی مالیات همراه باشد. بنابراین نمیتوان انتظار داشت دریافتیهای یک مدیر ارشد یا یک پزشک، تناسبی با مالیات وی نداشته باشد. عملکرد یک مدیر یا یک پزشک میتواند مبنایی برای دریافتیهای وی باشد؛ اما مالیات این دریافتیها در برخی کشورها بهگونهای است که اساسا برای پزشک بهصرفه نیست بیش از یک مقدار معین درآمد داشته باشد. در کشور ما اما چنین نیست و هرچه درآمد بیشتر باشد، مالیات بسیار بیشتری از آن اخذ نمیشود.
سختی کار و سنگینی مسئولیت در بخشهای مختلف مدیریت دولتی متفاوت است. این تفاوت باید مبنایی برای پرداختهای نامساوی قرار گیرد. البته فقط عرفِ خبرگی و اجماع کارشناسان، میتواند تعیین کند که مثلا معاون وزارت ارشاد کار سنگینتری دارد یا معاون خزانهداری در وزارت اقتصاد؟ معاون وزیر نفت مسئولیتهای سنگینتری دارد یا معاون آموزشوپرورش؟ معاون فرهنگی وزارت علوم وظایف بیشتری دارد یا معاون آموزشی همین وزارتخانه؟ و ... .
نگارنده، زمانی رئیس یک دانشکده در یکی از دستگاهها بود؛ حداکثر وقت مفیدی که ریاست دانشکده از من میگرفت فقط یکساعت در روز بود هرچند که موظف به حضور تماموقت در دانشکده بودم. پس از آن به سمت مدیر دفتر امور عمومی در سازمان مدیریت و برنامهریزی منصوب شدم. در مسئولیت جدید ناچار بودم از صبح تا شام به صورت فشرده بر کارهای مربوط به برنامهریزی، بودجه، تشکیلات و نیروی انسانی دستگاههای مرتبط با دفترم که ١٧ دستگاه بود، تمرکز کنم. دریافتیهای این دو مسئولیت علیالاصول باید متفاوت باشد.
شفافیت: دریافتیهای مدیران ارشد کشور باید شفاف باشد و در اختیار افکار عمومی قرار گیرد. مدیر ارشدی که دریافتی بالاتری دارد، در معرض نقد افکار عمومی است و همواره در معرض این پرسش قرار میگیرد که آیا محصول کار وی ارزش چنین دریافتی را دارد؟ او باید همواره آماده پاسخگویی به افکار عمومی و رسانهها باشد. نظارت همگانی ابزاری است که بسیار فراتر از نظارت دستگاههای قانونی عمل میکند. افشای فیشهای حقوقی در رسانههای عمومی و موجی که در جامعه و حکومت ایجاد کرد، شاهدی بر این مدعاست.
و اما آنچه گفته شد برای اصلاح امور ضروری است ولی نباید از امور مهمتری مانند موضوعات زیر غفلت کرد: دولت آقای روحانی برای کاهش فشاری که بر مردم وارد میشد، وارد عرصه پرچالش طرح تحول سلامت شد. اکنون نیز باید چوب سنتهای گذشته و حال مدیریتی کشور در موضوع حقوقهای نجومی را بخورد اما اگر با نگاه تخصصیتری از منظر سیاستگذاری عمومی به موضوع بنگریم، متوجه میشویم که فرار مالیاتی برخی صنوف و اقشار و نهادهای عمومی ضربات مهلکی را بر نظام سیاستگذاری دولتی وارد میکند که قابلقیاس با حقوقها و دستمزدهای نجومی نیست. به مثالهای زیر بنگرید:
- همه ما مدیون خدمات پزشکان هستیم و وجود نظامات شفاف را به نفع پزشکان شرافتمند میدانیم. نباید با هوچیگری و عوامزدگی زحمات و تخصص آنان را نادیده گرفت. اما و هزار اما رویه عمومی نباید اینگونه باشد که برخی پزشکانی که در مطب خود خدمت ارائه میدهند، با بیمهها نه برای ویزیت و نه برای خدمات قراردادی منعقد نکنند تا آماری از تعداد بیماران و تعداد خدمات ارائهشده بهطور رسمی از طریق سازمانهای بیمهگر به ممیزان دارایی ارائه نشود و سهم مالیات از مطالبات بیمهای آنها کسر نشود.
- نهادهای عمومی و حاکمیتی دیگری که شمول قانون مالیات بر آنها بدیهی بوده و مستلزم ذکر نام نیست!! نیز دسته دیگری هستند که از فرار مالیاتی بهره فراوان میبرند و باعث اختلال در اقتصاد کلان کشور و برنامههای دولت میشوند.
- سیم و زرفروشان و دستاندرکاران بازار ارز و دیگر صنوف مشابه نیز در همین راستا قابلذکرند.
برای اصلاح این امور و کمک به دولت، ما نیازمند شلاقهای رسانهای از جنس همان شلاقی هستیم که بر گرده مدیران پردرآمد وارد شد؛ اگر میخواهیم تخصصی و جدی باشیم.
مسئله این است آیا حقوق و دستمزدهای مدیران دولتی باید همسان باشد یا برعکس، دریافتیهای مدیران براساس مسئولیتها و اهمیت کار متفاوت باشد؟ تساوی حقوق از منطق عقلانی و انگیزشی مستحکمی برخوردار نیست. مهمترین استدلال برای مساوینبودن حقوق و دستمزد، تخصص کار و سختی و سنگینی مسئولیتهای مترتب بر آن است. بنابراین تأکید بر تساوی حقوق و دستمزد نهفقط غیرعادلانه، بلکه غیرعملی و ناپایدار خواهد بود و تبعاتی مانند ناکارآمدی، کژکارکردی و فساد اداری را در پی خواهد داشت؛ اما اگر تفاوت را بپذیریم، به دو پرسش مهم دیگر، باید پاسخگو باشیم.
اولا: حدود و سقف و کف حقوق چقدر باشد؟
اگر تفاوت را بپذیریم پرسش این است که این تفاوت چقدر باشد؟ به تعبیر دیگر بین حداقل حقوق و حداکثر آن چقدر فاصله باشد؟ پاسخ این است که میزان دقیقی را نمیتوان بیان کرد و بایستی آن را به عرف منصف جامعه و چانهزنی واگذار کرد. رسیدن به نتیجه و توافق، با مذاکره و چانهزنی و اجماع خبرگی و میزان منابع موجود به دست میآید.
ثانیا: مبانی و شرایط و ملاحظات تفاوت حقوق و دستمزد چه باید باشد؟ برای درک مبانی تفاوت حقوق و دستمزدها که موضوع اصلی این مقاله است، نیازمند یک نظریه مناسب هستیم. سخن این مقاله این است: حداقل چهار عامل اصلی بایستی مبنای تفاوت حقوق و دستمزدها باشد:
رقابت: پستهای مدیریتی (حداقل در سطح مدیران کل و معاونان وزرا) بایستی رقابتی باشد نه رفاقتی. برخی مدیران نه بسیاری از آنان، به دلیل ارتباطات رفاقتی، باندی، جناحی و ... به این مقام رسیدهاند؛ درنتیجه نمیتوانند ادعا کنند بهدلیل تواناییها و استعدادهایشان این موقعیت را کسب کردهاند. بههمینسان نباید ادعای دریافت دستمزدهای بالا داشته باشند. برای رقابتیشدن مدیریتها یک پیشنهاد کارشناسی این است که برای هر پست در دو دستگاه متفاوت، براساس معیارهایی افرادی کاندیدا و انتخاب شوند. نمونه این نوع گزینش در هیأتعلمی دانشگاهها انجام میشود؛ یک عضو هیأتعلمی برای ارتقا به مقام استادی بایستی ابتدا در هیأت ممیزه دانشکده و سپس هیأت ممیزه دانشگاه مدارک و صلاحیتها و قابلیتهای خود را ارائه دهد. درصورتیکه هر دو هیأت وی را تأیید کنند، میتواند ارتقا یابد.
در حوزههای مدیریتی نیز، اگر کسی مثلا میخواهد در یک دستگاه به مدیرکلی یا به معاونت وزارتخانه نائل شود، بایستی نخست صلاحیتها و قابلیتهای وی براساس معیارهای شفافی ارزیابی شود و اگر فرد مورد نظر حائز شرایط تشخیص داده شد، به هیـأت ممیزه دوم که در سازمان مدیریت و برنامهریزی تشکیل میشود، معرفی شود. اگر در این هیأت نیز حائز شرایط تشخیص داده شد، نام وی در فهرست کاندیداهای پست مدیریتی در فلان وزارتخانه ثبت میشود. وزیر نیز موظف است از درون همین فهرست یک نفر را انتخاب کند. کاندیداهای واجد شرایط برای یک پست در یک فهرست، ممکن است در زمانی به ١٠، ١٥، ٢٠نفر یا بیشتر برسند؛ بنابراین عملا رقابتی در این سطوح برای انتخاب مدیران شکل میگیرد. مدیری که در چنین فرایندی رشد کند، استحقاق این را مییابد که دریافتی بیشتری داشته باشد و درعینحال شرمسار از افشای فیش حقوقیاش نباشد!
عملکرد: دومین عنصر اساسی که باید بر دریافت حقوق و دستمزدهای مدیران ارشد حاکم باشد، عنصر عملکرد است. مثلا دریافتی یک مدیر ارشد بانک بایستی با عملکردهای عینی و کمّی وی به طریقی واضح و شفاف مرتبط باشد؛ یا حقوق مدیر ارشد یک شرکت باید براساس درصدی از سود واقعی (و نه تصنعی و حسابسازی) که به وسیله وی به ارمغان آمده است باشد؛ البته با حفظ یک سقف که از نظر عرفي معقول و با دریافت تصاعدی مالیات همراه باشد. بنابراین نمیتوان انتظار داشت دریافتیهای یک مدیر ارشد یا یک پزشک، تناسبی با مالیات وی نداشته باشد. عملکرد یک مدیر یا یک پزشک میتواند مبنایی برای دریافتیهای وی باشد؛ اما مالیات این دریافتیها در برخی کشورها بهگونهای است که اساسا برای پزشک بهصرفه نیست بیش از یک مقدار معین درآمد داشته باشد. در کشور ما اما چنین نیست و هرچه درآمد بیشتر باشد، مالیات بسیار بیشتری از آن اخذ نمیشود.
سختی کار و سنگینی مسئولیت در بخشهای مختلف مدیریت دولتی متفاوت است. این تفاوت باید مبنایی برای پرداختهای نامساوی قرار گیرد. البته فقط عرفِ خبرگی و اجماع کارشناسان، میتواند تعیین کند که مثلا معاون وزارت ارشاد کار سنگینتری دارد یا معاون خزانهداری در وزارت اقتصاد؟ معاون وزیر نفت مسئولیتهای سنگینتری دارد یا معاون آموزشوپرورش؟ معاون فرهنگی وزارت علوم وظایف بیشتری دارد یا معاون آموزشی همین وزارتخانه؟ و ... .
نگارنده، زمانی رئیس یک دانشکده در یکی از دستگاهها بود؛ حداکثر وقت مفیدی که ریاست دانشکده از من میگرفت فقط یکساعت در روز بود هرچند که موظف به حضور تماموقت در دانشکده بودم. پس از آن به سمت مدیر دفتر امور عمومی در سازمان مدیریت و برنامهریزی منصوب شدم. در مسئولیت جدید ناچار بودم از صبح تا شام به صورت فشرده بر کارهای مربوط به برنامهریزی، بودجه، تشکیلات و نیروی انسانی دستگاههای مرتبط با دفترم که ١٧ دستگاه بود، تمرکز کنم. دریافتیهای این دو مسئولیت علیالاصول باید متفاوت باشد.
شفافیت: دریافتیهای مدیران ارشد کشور باید شفاف باشد و در اختیار افکار عمومی قرار گیرد. مدیر ارشدی که دریافتی بالاتری دارد، در معرض نقد افکار عمومی است و همواره در معرض این پرسش قرار میگیرد که آیا محصول کار وی ارزش چنین دریافتی را دارد؟ او باید همواره آماده پاسخگویی به افکار عمومی و رسانهها باشد. نظارت همگانی ابزاری است که بسیار فراتر از نظارت دستگاههای قانونی عمل میکند. افشای فیشهای حقوقی در رسانههای عمومی و موجی که در جامعه و حکومت ایجاد کرد، شاهدی بر این مدعاست.
و اما آنچه گفته شد برای اصلاح امور ضروری است ولی نباید از امور مهمتری مانند موضوعات زیر غفلت کرد: دولت آقای روحانی برای کاهش فشاری که بر مردم وارد میشد، وارد عرصه پرچالش طرح تحول سلامت شد. اکنون نیز باید چوب سنتهای گذشته و حال مدیریتی کشور در موضوع حقوقهای نجومی را بخورد اما اگر با نگاه تخصصیتری از منظر سیاستگذاری عمومی به موضوع بنگریم، متوجه میشویم که فرار مالیاتی برخی صنوف و اقشار و نهادهای عمومی ضربات مهلکی را بر نظام سیاستگذاری دولتی وارد میکند که قابلقیاس با حقوقها و دستمزدهای نجومی نیست. به مثالهای زیر بنگرید:
- همه ما مدیون خدمات پزشکان هستیم و وجود نظامات شفاف را به نفع پزشکان شرافتمند میدانیم. نباید با هوچیگری و عوامزدگی زحمات و تخصص آنان را نادیده گرفت. اما و هزار اما رویه عمومی نباید اینگونه باشد که برخی پزشکانی که در مطب خود خدمت ارائه میدهند، با بیمهها نه برای ویزیت و نه برای خدمات قراردادی منعقد نکنند تا آماری از تعداد بیماران و تعداد خدمات ارائهشده بهطور رسمی از طریق سازمانهای بیمهگر به ممیزان دارایی ارائه نشود و سهم مالیات از مطالبات بیمهای آنها کسر نشود.
- نهادهای عمومی و حاکمیتی دیگری که شمول قانون مالیات بر آنها بدیهی بوده و مستلزم ذکر نام نیست!! نیز دسته دیگری هستند که از فرار مالیاتی بهره فراوان میبرند و باعث اختلال در اقتصاد کلان کشور و برنامههای دولت میشوند.
- سیم و زرفروشان و دستاندرکاران بازار ارز و دیگر صنوف مشابه نیز در همین راستا قابلذکرند.
برای اصلاح این امور و کمک به دولت، ما نیازمند شلاقهای رسانهای از جنس همان شلاقی هستیم که بر گرده مدیران پردرآمد وارد شد؛ اگر میخواهیم تخصصی و جدی باشیم.
تبلیغات متنی
-
تصادفی که پرده از راز یک قتل هولناک برداشت
-
اتهام سنگین میثاقی به بازیکنان لیگ برتر
-
راز قتل در کمپ ترک اعتیاد مخفی نماند
-
عکس لو رفته از شروین حاجیپور و ترلان پروانه شر شد
-
فال روزانه سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
رایزنیهای مداوم تهران و ریاض در روزهای اخیر
-
منوچهر هادی: به ما برچسب «قاتل» زدند
-
پری سیمای سریال ستایش: حرفی برای گفتن ندارم
-
رد پای یک سفارتخانه خارجی در اوضاع آشفته فوتبال
-
پیامک مسخرهای که وسط اتفاقات مهم به دست مردم رسید
-
تراکتور با پرداخت پول به دنبال تغییر رأی کمیته انضباطی
-
نطق اردوغان در آستانه دیدار مهم ایران و آمریکا
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
پهپاد سپاه بالای سر ناو هواپیمابر آمریکا قرار گرفت
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
جای خالی امیرجدیدی و رضا کیانیان در جشنواره فجر خبرساز شد
-
پیغام مهمی که شمخانی ساعاتی پیش مخابره کرد
-
جمله خاص آقای کارگردان در جشنواره فجر پرحاشیه شد
-
یکتا ناصر بهخاطر منوچهر هادی درخواست حلالیت کرد
-
بروکسل تصمیم ایران درباره ارتش را رد کرد
-
واکنش رسمی به دیدار احمدینژاد با چهره جنجالی آمریکا
-
رفتار عجیب و بیادبانه محمدحسین مهدویان در جشنواره فجر
-
اقدام امنیتی برای حفاظت از تهران و پایگاه فردو
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
صداوسیما فهرست اهداف حمله به امارات را اعلام کرد
-
یک ملیپوش دیگر از تیمملی خداحافظی کرد
-
حضور داماد یهودی ترامپ در نشست جمعه با ایران
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
نباید حقوق کارمندان ومدیرات تفاوت فاحشی داشته باشد در اجرای عداتت اجتماعی باید این فاصله حقوقها سال به سال بهم نزدیکتر شود هزینه یک خانواده چهار نفری باید هر سال لحاظ شود وبر مبنای آان حقوق کارمند ومدیر پرداخت شود اگر حقوق یکی 900 تومان وحقوق دیگری 9000000 تومان باشد هردو وارد بازار شوند چگونه یک کارمند باید خرید مایحتاج خودرا انجام دهد واقعا چنین تفکری درذهن شما پیش نمی آید پس برچه اساسی برنامه ریزی می کنید باید مجوز افزایش حقوق به افراد کم درامد دهید نه پر درامد شما که سالها درفرهنگ بوده اید همیشه کاری انجام دهید که مردم ازشما تشکر کنند نه کاری کنید که از مردم عذر خواهی نمایید اصلا به درد نمی خورد تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آآادمی
شما دولتیها فقط به فکر خودتون وبعد از پایان مسئولیتم هستید ما کارمندان بیچاره آمازون حقوق اجاره خونه
خوش به حال کارمندان بیکار بشین حقوق بگیر همه دولت هم دنبال افزایش حقوق کارمندان مثل شهرداری صبح ها اول وقت به تعداد زیاد جدول روزنامه همشهری توسط خود کارمند کپی و بین رفقا تقسیم میشود.............کی بد بخت شد مردم عادی کی زمین گرفت کارمند زحمتکش کی مستاجر ماند مردم عادی