گفتگو با عامل تیراندازی مرگبار سبزه میدان در تهران
گفتگوی روزنامه «شهروند» با عامل تیراندازی مرگبار سبزهمیدان تهران را می خوانید.
گفتگوی روزنامه «شهروند» با عامل تیراندازی مرگبار سبزهمیدان تهران را می خوانید.
اختلاف حساب دلالان بازار ارز انگیزه جنایت بازار تهران بود. قتلی که در روزهای پایانی سال گذشته در حوالی سبزهمیدان رخ داد و ضارب با شلیک دو گلوله یکی از کسبه بازار را به قتل رسانده بود. متهم پس از این جنایت متواری شد و رسیدگی به این پرونده به بازپرس شعبه ششم دادسرای جنایی تهران محول شد. ماموران ویژه قتل اداره آگاهی به دستور بازپرس مدیر روستا کار شناسایی و محل اختفای ضارب را آغاز و درنهایت عامل این تیراندازی مرگبار را روز دوشنبه در ساختمان نیمهکارهای در ولنجک شناسایی و دستگیر کردند.
متهم بلافاصله پس از دستگیری به جرمش اعتراف کرد و انگیزهاش را از این جنایت طلب ٤٢٠ میلیون تومانی از پسر خواهر مقتول عنوان کرد. اکبر متهم ٤١ ساله این پرونده، صبح دیروز به دادسرای جنایی تهران منتقل شد و در برابر بازپرس پرونده جزییات این ماجرای خونین را تعریف کرد. او در اظهاراتش به قتل عمد عباس ٥١ ساله اقرار کرد و درباره علت و انگیزهاش از این تیرانداری مرگبار گفت. آنچه در ادامه میخوانید گفتوگوی «شهروند» با متهم اصلی این پرونده است.
چطور دستگیر شدی؟
یک هفته قبل از شهرستان به تهران آمدم و پولی نداشتم؛ برای همین در این ساختمان مشغول شدم. من خیلی سالها قبل گچکار بودم. دوشنبه بود که برای نهار تعطیل کردم. با بچهها دورهم نشسته بودیم که مردی وارد اتاق شد و گفت که گشنه است و میخواهد هملقمه ما شود؛ کنارم نشست و من هم به او بفرما زدم، تا اینکه آمدم یک لقمه از سفره بردارم، دستبند را به دستم زد.
اتهامت را قبول داری؟
بله؛ من عباس را به قتل رساندم؛ دو گلوله به او شلیک کردم.
اسلحه را از کجا آوردی؟
از ناصرخسرو خریدم. این کلت را همراه با چندتایی فشنگ حدود ٢ میلیون و پانصدهزار تومان از آنجا تهیه کردم.
کلت را برای همین کار خریدی؟
نه اینکه تصمیم قطعی داشته باشم؛ اما اعصابم به هم ریخته بود. هیچ پولی نداشتم، شب عید بود و جیب من خالی. من زن و بچه دارم، همه پول و سرمایهام دستشان بود؛ حتی چندباری به آنها التماس کردم، به خانه آنها رفتم، اما هیچ فایدهای نداشت. آنها پول من را نمیدادند. حتی چندبار تصمیم گرفتم خودکشی کنم. تا اینکه آن روز به بازار رفتم و آن اتفاق افتاد.
به چه کسی پول داده بودی؟
به بهمن خواهرزاده مقتول؛ من با او کار میکردم.
دقیقا چه کاری انجام میدادی؟
به او پول میدادم و سودش را میگرفتم. او هم با پول من و چند نفر دیگر دلار خریدوفروش میکرد. سودش هم خوب بود البته ثابت نبود، کم و زیاد داشت؛ اما حدودا هر بار بین ٥٠٠ تا یکمیلیون تومان سود داشت.
چطور با بهمن آشنا شدی؟
از طریق پدرش با او آشنا شدم. پدرش آدم سرشناس و بااعتباری در بازار است. چند ماه پیش از حادثه من با پدر بهمن بهطور اتفاقی آشنا شدم. عید قربان بود و او از من خواست تا برایش گوسفند بیاورم. سر همین موضوع آشناییمان بیشتر شد. تا اینکه یک روز به من پیشنهاد خرید و فروش دلار دادند. من هم به آنها اعتماد کردم. یک خانه در شهرستان داشتم که آن را فروختم، حدود ٣٠٠ گوسفند هم داشتم، آن را هم فروختم و همه زندگیام را پول کردم و به آنها دادم. البته آن اوایل همهچیز خوب بود. هم سود داشت و هم اصل پولم را به موقع به من بازمیگردادند. بعد از مدتی هم دو نفر از اقوام به من پول دادند تا آنها هم سودی ببرند، سرمایه من بیشتر شد. همینجوری شد که توی این کار افتادم.
چرا با بهمن اختلاف حساب پیدا کردی؟
اختلافی نبود؛ او همه پول و زندگی من را بالا کشید. پول خیلیها را مثل من خورد و فرار کرد اما من ازش مدرک داشتم. چندتا چک که البته بعدا فهمیدم همه آن چکها بیمحل است و حسابش خیلی وقت است که بسته شده است.
بیشتر توضیح بده.
١٦ بهمن سال قبل بود که بهمن با من تماس گرفت و گفت که میخواهد ٢ خط دلار بخرد. آن روز قیمت دلار حدود ٤٣٠٠ تومان بود. دوخط دلار یعنی دومیلیون دلار. من هم مثل همیشه به او پول دادم؛ البته مقداری از آن مال اقوامم بود ولی پولها را به حساب پدرزن بهمن واریز کردم چون حساب خودش از طرف بانک مرکزی به دلیل یک شکایت بسته شده بود. بعد هم بهمن یکمیلیون و ٢٠٠ هزار تومان به عنوان سود به حسابم واریز کرد و بعد هم گفت که فردا اصل پول من را میدهد. فردای آن روز پنجشنبه بود. جمعه هم که بازار تعطیل است. شنبه هم من بیمار شدم و چند روزی در خانه ماندم. تقریبا ٨ روز از وعده ما گذشت، من با بهمن تماس گرفتم اما او جواب تلفن من را نداد. فراری شده بود. وقتی به بازار رفتم فهمیدم چند نفر دیگری مثل من هم همین بلا سرشان آمده است.
چرا به سراغ پدرش نرفتی، خودت گفتی که مرد معتبر و شناختهشدهای بود؟
رفتم ولی فایدهای نداشت؛ آنها از دست بهمن شاکی بودند. میگفتند که بهمن با این کارهایش آبروی آنها را هم برده است. یکبار هم من را به زور به داخل خانه کشاندند تا برگهای را امضا کنم که در آن نوشته شده بود من هیچ طلبی از بهمن ندارم. به زور از من امضا گرفتند و ٩٠ میلیون تومان چک بانکی به من دادند.
تو دنبال بهمن بودی، چرا دایی او را به قتل رساندی؟
کارهای بهمن را داییاش ردیف میکرد. در همان روزهایی که دنبال بهمن بودم، چندباری به مغازه او رفتم. داییاش را تهدید کردم، همان روز ٢٠ میلیون تومان دیگر به حساب من واریز شد. فهمیدم که او با بهمن در ارتباط است. آن روز هم رفتم و اولش کلی به او التماس کردم، به زبان خوش از او خواستم تا نشانی بهمن را به من بدهد. میدانستم که بهمن و خانوادهاش آنقدری دارند که خیلی راحت طلب من را بدهند؛ اما دایی بهمن خیلی بد جواب من را داد و گفت از بهمن هیچ خبری ندارد. من هم عصبانی شدم و با کلت دو گلوله به او شلیک کردم.
چند سال است که به تهران آمدی؟
از سال ٦٩ در تهران هستم. آن اوایل پولخرد و سکه میفروختم، بعد هم شروع به دستفروشی کردم؛ البته بعدها گچکار ساختمان شدم؛ ولی درآمد اصلی من از گلهداری بود. همه گله گوسفندم را فروختم تا بهمن با آن دلار خرید و فروش کند.
چندتا بچه داری؟
یک پسر ١٤ساله و یک دختر ١١ساله. این چند وقته خیلی از زن و بچهام خجالت کشیدم. شب عید پول نداشتم تا برای آنها خرید کنم. چندبار میخواستم با قرص برنج و سیانور خودکشی کنم.
تبلیغات متنی
-
آمریکا آغاز عملیات در تنگه هرمز را اعلام کرد
-
زمان رفع محدودیت اینترنت اعلام شد
-
سهمیه ارز مسافرتی ۱۴۰۵ مشخص شد
-
قفل کامل بازار خودرو؛ نه کسی میخرد نه کسی میفروشد
-
وزش باد شدید و احتمال طوفان گرد و خاک در تهران
-
کف قیمت ساخت مسکن اعلام شد
-
مجلس: مذاکره هستهای نداریم
-
امارات مدعی حمله ایران به نفتکش این کشور شد
-
واکنش دختر بیحجاب درباره سخنان دوقطبیساز درباره حجاب
-
اولین تصاویر از خدمه آزادشده کشتی توسکا
-
بلیت نیمبهای سینما دو روزه شد
-
بازداشت عامل قتل در پارتی شبانه در خاوران
-
هشدار آکسیوس درباره رویارویی آمریکا و ایران
-
واکنش سنتکام به خبر هدف قرار دادن ناو جنگی آمریکا
-
قیمت نفت باز هم افزایش پیدا کرد
-
آمریکا آغاز عملیات در تنگه هرمز را اعلام کرد
-
زمان رفع محدودیت اینترنت اعلام شد
-
وزش باد شدید و احتمال طوفان گرد و خاک در تهران
-
امارات مدعی حمله ایران به نفتکش این کشور شد
-
اولین تصاویر از خدمه آزادشده کشتی توسکا
-
بلیت نیمبهای سینما دو روزه شد
-
واکنش سنتکام به خبر هدف قرار دادن ناو جنگی آمریکا
-
قیمت نفت باز هم افزایش پیدا کرد
-
رپ خوانی یک جوان در تجمعات شبانه جلب توجه کرد
-
دفاع تمامقد از حضور بیحجابها در اجتماعات شبانه
-
برگزاری اولین کنسرت در کشور بعد از ۵ ماه تعطیلی
-
پیشنهاد جالب؛ تاج قبل از جام جهانی استعفا دهد!
-
پاسخ دو کلمهای ترامپ به سوالی درباره روند مذاکره با ایران
-
انتقاد تند یک رسانه از یادداشت جدید یوسف پزشکیان
-
فارس: اصابت دو موشک به ناوچه آمریکایی در تنگه هرمز
-
انتقاد شدید یک رسانه به اتفاقات ساحل کیش
-
فوری؛ ادعای خطرناک نتانیاهو درباره ایران
-
خبر قرارگاه خاتمالانبیا درباره احتمال جنگ مجدد
-
ماجرای خبر عجیب جدایی شارجه از امارات!
-
اظهارات ترامپ درباره ایران ۱۸۰درجه تغییر کرد!
-
حرکت عجیب مجری، روی آنتن زنده صدا و سیما!
-
خودروی لاکچری یک راننده اسنپ در تهران سوژه شد
-
اسامی و تصاویر ۱۴ تن از شهدای دیروز زنجان
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
واریز حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با رقم اضافه
-
اقدام خودسرانه شهرداری تهران خبرساز شد
-
آقای تاج، خسته نباشی اما کسی حرفهایت را باور نکرد!
-
عکاس مشهور کافههای تهران، خانهنشین شد!
-
ویدیوی منتشره فارس از سه اعدامی امروز در مشهد
-
آمریکا پاسخ طرح ۱۴ بندی ایران را داد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
خودت بی فکر بودی
وقتی حساب شخص مسدود شد !! چه معنی داره?
حقته رباخوار،
پاسخ ها
فکر نمی کنم ربا باشه چون سود طی نمیشده و از منافعی که به دست میاورده سهم این بنده خدا رو میداده پس ربا نیست
حالا کاری نداریم چطورپول داشتی دوونیم بدی کلت ؟!!!!
پاسخ ها
دروغ میگه از ناصر خسرو نخریده از ولایت اورده.
اینکه عصبانیت اینجوری میکنه که شعورت اوت شود
حالا بخور از این بدبختی..اگر صبور بودی همه چی درست میشد .
ولی شانس میخواهد از این قضیه رهایی یابی..ادمایی ضعیف النفس حماقتشان گل میکند...
خاک تو سر بی مخت
سیصد تا گوسفند داشتی ..تو سال زاد و ولد میکردند بیشتر از سود دلارها گیرت می اومد ..امان از طمع