خانه عزادارِ سینا مهراد و نازنین بیاتی چه شکلی است؟
فیلم «شادروان» به دغدغهها و دردسرهای یک خانواده فقیر و حاشیهنشین میپردازد و تلاش کرده است تا با یک فضاسازی مناسب مخاطب را با داستان همراه کند.
چیدانه - مهشید بختیاری: فیلم «شادروان» که به تازگی بر روی پرده سینما اکران شده و توجه بسیاری را به خود جلب کرده، دومین اثر سینمایی حسین نمازی بوده و در ژانر کمدی-خانوادگی ساخته شده است. همانطور که در مطالب پیشین صحبت کردیم در پروسه تولی یک فیلم طراح صحنه تمام تلاش خود را میکند تا با یک پردازش بصری عالی، قصه فیلم و روحیات و خلقیات کاراکترها را برای مخاطب تا حد امکان باورپذیر کند و تصاویر خوشایندی را به وجود بیاورد. فیلم «شادروان» به دغدغهها و دردسرهای یک خانواده فقیر و حاشیهنشین میپردازد و تلاش کرده است تا با یک فضاسازی مناسب مخاطب را با داستان همراه کند. این هفته قصد داریم درمورد دکوراسیون و صحنهپردازی و لوکیشنهای فیلم مفصلتر صحبت کنیم. با ما همراه باشید.

درباره فیلم «شادروان»
شادروان پس از «آپاندیس، دومین نمایش اجتماعی حسین نمازی است. اگر دوست دارید ساعتی را در سینما به خنده و سرگرمی بگذرانید تماشای این فیلم را به شما توصیه میکنیم، زیرا قصه شادروان بر پایه شوخیها و موقعیتهای طنز و دیالوگهای جالب شکل گرفته است، اما اگر به دنبال مضمون و درونمایه و داستانی استخواندار میگردید بهتر است به شما بگوییم که در شادروان اتفاق مفهومی و ویژهای نمیافتد و شاید پرداختن به چند داستانک در کنار هم استراکچر و بدنه اصلی فیلم را تشکیل بدهند.
موفقیت «شادروان» احتمالا به دلیل فقر و بینوایی ما در زمینه تولید فیلم طنز است و در بلبشوی سینمای کمدی ما که سعی میکند با ایدههای سطحی و طعنهها و شوخیهای مبتذل جنسی خودش را به چشم مخاطب بیاورد «شادروان» میتواند یک طنز ترو تمیز و شستهرفته به حساب بیاید. البته در کنار همه اینها پرداختن به یک داستان عشقی که اتفاقا پایانی درام و غمانگیز هم دارد میتواند ما را در تشخیص ژانر دچار مشکل کند، همانطور که کارگردان این فیلم هم طی مصاحبهای ادعا کرده است که «شادروان کمدی نیست، بلکه یک ملودرام شیرین است.»
خلاصه فیلم «شادروان»
پدر خانواده به طور ناگهانی از دنیا میرود. اعضای خانواده که با بحران مالی شدیدی دست و پنجه نرم میکنند و از راه سبزیفروشی امورات خود را میگذرانند درمورد ترخیص جنازه پدرشان و هزینههای دفن و کفن آن به مشکل برمیخورند. در همین حین هنگام وارسی اسباب و وسایل پدر شناسنامهای پیدا میکنند که خبر از وجود یک فرزند پنهانی میدهد. در کنار این اتفاقات داستان عاشقانهای هم در جریان است که میتواند در نوع خودش برای مخاطب جالب باشد.

خانه پدری؛ تیپیکال یک خانه قدیمی و حاشیهنشین
در اولین سکانس و قبل از این که وارد منزل این خانواده بشویم چشممان به سر و وضع محله و خانههای آن میخورد. این خانه در انتهای یک روستا در حاشیه شهر و کنار یک زمین کشاورزی قرار گرفته است. از ظاهر خانهها و پوشش هممحلهایها هم اینطور برمیآید که همگی متعلق به یک سطح اجتماعی هستند. این خانواده از سبزی فروختن امرار معاش میکنند و البته پسرها هم شیطنت کرده و اگر فرصتی پیش بیاید از خلافهایی مانند کیفقاپی و جیببری دریغ نمیکنند!

حیاط خانه یکجورهایی حس و حال قدیمی و نوستالژیک خانه مادربزرگها را منتقل میکند و حیاط شلوغ و دربرهم و برهم خانه پر از جعبه و دیگ و قابلمه و تشت و لگن است و اگر کسی شغل این خانواده را نداند بعد از ورود به حیاط متوجه همهچیز خواهد شد. مساله جالبی که در دیزاین این حیاط نظرمان را جلب میکند گل و گلدانهای زیاد و سرسبزی و ایجاد حس زنده بودن است. اهالی این خانه برای زیباییبخشی به محیط زندگی خود از کمترین امکانات بهترین استفاده را کردهاند، مثلا در تصویر میبینید که حتی در چند لاستیک فرسوده هم گل کاشتهاند و احتمالا طراح صحنه میخواهد به ما بگوید درست است که این خانواده یک پاپاسی هم ته جیبشان ندارند اما در این خانه انرژی و امید به زندگی جریان دارد.

وقتی وارد پذیرایی میشویم اولین چیزی که نظرمان را جلب میکند یک بوفه جمع و جور و کوچک است که در ورودی خانه خودنمایی میکند و تقریبا تمام چیزی است که در این خانه برای نمایش دادن وجود دارد. بوفهای که از اسباب و وسایل قدیمی و عتیقه پر شده و هرگونه ارتباط این خانواده با مدرنیته و لوکسگرایی را در ذهن بیننده منتفی میکند.
هریک از فضاهای مختلف این خانه به شکل متفاوتی چیده شدهاند و هرکدام ساز خودشان را میزنند. مثلا میتوانید در این خانه چند دست مبل با شکل و قیافههای متفاوت پیدا کنید که احتمالا هرکدام عقبه و داستان خودشان را دارند. در یکی از سکانسها نادر و خواهرش (نازنین بیاتی) به اتاق خواب میروند تا بتوانند از بین خرت و پرتهای به جا مانده از پدر مرحومشان پولی، کارت بانکی چیزی پیدا کنند و خرج مراسم و دفن و کفن را بپردازند. از همین درب نیمهباز کمد میفهمیم که بین این هنزر و پنزرها و خردهریزها بدون شک هیچ چیز ارزشمندی پیدا نخواهد شد. نادر که در این فیلم به نادر مارادونا معروف است استایل زندگیاش را با همین اتاق خواب به ما نشان میدهد. در و دیوار اتاق از پوسترهای مارادونا پر شده، تختخوابی فکسنی در یک سمت اتاق قرار دارد و درب کمد که باز میشود با بازار شام مواجه میشویم! علاقه این پسر به فوتبال با لباس مارادونا که از ابتدا تا انتهای فیل از تنش درنمیآورد معلوم است و ظاهر شلخته و ریخت و پاش اتاق، زندگی بدون برنامه و ولنگار و روحیه نظمگریز و قانونشکن نادر را نشان میدهد.

آشپزخانه همیشه مقر فرماندهی مادرها بوده است. نازی (رویا تیموریان) که در این فیلم نقش مادری را بازی میکند که همسرش (رضا رویگری) بیمار و از کار افتاده است و با فکر سر و سامان دادن سه فرزند خود هم خانهداری میکند و هم با شغلی خانگی به درآمدزایی میپردازد، مشخص است که این زن خیلی هم فرصت رسیدگی به آشپزخانه و امورات آن را ندارد. یک آشپزخانه قدیمی با کاشیهای ترکخورده و میز و صندلیهای آهنی کهنه که انگار از سالهای خیلی دور پا به این خانه گذاشتهاند، هیچ کمکی به زیبایی آشپزخانه نمیکنند و گویا فقط برای رفع تکلیف در آن فضا جا خوش کردهاند.
از همه اینها که بگذریم به اتاق آهو میرسیم. گلاره عباسی که در «شادروان» نقش پرچالش و متفاوت دختری افغانستانی را بازی میکند در یک گوشه از این حیاط اتاقکی آجری دارد و همراه با دختر کوچکش زندگی میکند. او از همسرش جدا شده و حالا دل به عشق نادر (سینا مهراد) داده است، جوانکی که در این فیلم نماد کامل یک پسر آس و پاس و بیکار و آسمانجل است!

آهو زنی سرگردان و بلاتکلیف به نظر میرسد. نمیداند پایان عشق او و نادر به کجا ختم میشود و در طول فیلم در سکانسهای مختلف در رفت و آمد است و هیچ تکلیفی ندارد. اما وقتی درب خانه او باز میشود و وارد اتاقک کوچک این زن میشویم میبینیم که با همان اسباب و وسایل و خردهریزهای دم دستی محفل کوچکی برای خودش و دخترش فراهم کرده و با پارچههای گلدوزیشده و دیوارکوبهای کوچک فضایی سنتی و دلنشین دست و پا کرده است. سلیقه این زن به همینجا ختم نمیشود، او حتی چراغ اتاقک را با پارچهها و آویزهای رنگی دیزاین کرده و تمام داراییاش چند تکه لباس و صندوقچهای قدیمی است که در کنج اتاق قرار گرفته و با رویهای کارشده تزیین شده است.
در هرکدام از بخشهای مختلف این خانه یکی از شخصیتها نقش پررنگتری را ایفا میکرد و هر فضا گویای حالات و روحیات یکی از اعضای خانواده بود. اگرچه «شادروان» کم و کاستیهای خاص خودش را داشت اما در صحنهپردازی و انتخاب لوکیشن عملکرد قابل قبولی را ارائه کرده است.
تبلیغات متنی
-
دلنوشته سوگل خلیق بازیگر سینما برای اعتراضات اخیر
-
شکست سنگین حسن یزدانی در فینال زاگرب
-
نرخهای جدید بلیط هواپیما در مسیرهای پرتردد
-
راهبرد پنج مرحلهای ایران در صورت حمله آمریکا
-
مکملها را چه موقع بخوریم که اثر کنند؟
-
ادعای خبرساز نیویورکتایمز درباره مذاکرات فردا در مسقط
-
مبین عظیمی طلا گرفت
-
ارتفاع برف در این منطقه به ۶ متر رسید
-
سقوط بیتکوین ادامهدار شد
-
حضور یک مربی جدید در فولاد خوزستان
-
الجزیره: آمریکا خواستههای سنگینی از ایران دارد
-
تعرفه واردات خودرو ایرانیان خارج از کشور ابلاغ شد
-
اسرائیل مدعی بازداشت ۲ نفر به اتهام جاسوسی برای ایران شد
-
اطلاعیه هواشناسی تهران برای ابتدای هفته
-
زمان اعلام نتایجِ مذاکرات ایران و آمریکا مشخص شد
-
دلنوشته سوگل خلیق بازیگر سینما برای اعتراضات اخیر
-
راهبرد پنج مرحلهای ایران در صورت حمله آمریکا
-
ادعای خبرساز نیویورکتایمز درباره مذاکرات فردا در مسقط
-
سقوط بیتکوین ادامهدار شد
-
الجزیره: آمریکا خواستههای سنگینی از ایران دارد
-
اطلاعیه هواشناسی تهران برای ابتدای هفته
-
زمان اعلام نتایجِ مذاکرات ایران و آمریکا مشخص شد
-
مصطفی مهرآیین به زندان محکوم شد
-
نکته تکاندهنده درباره تراولهای ۵۰۰هزار تومانی!
-
رفتار ویژه ستاره خارجی استقلال در شهر قدس
-
تصاویر تازهای که سنتکام از ناو لینکلن منتشر کرد
-
پیروزی سخت استقلال مقابل تیم ده نفره شمسآذر
-
ترامپ ادعای خود را برای هزارمین بار تکرار کرد!
-
رسانه نزدیک به سپاه خواستار مذاکره مستقیم شد
-
ادعای تازه نیویورکتایمز درباره تغییر محل مذاکرات
-
جشن نیمهشعبان توسط یک مرجع تقلید لغو شد
-
پیغام صحرا اسداللهی به مردم درباره جشنواره فجر
-
آقای منوچهر هادی، معنی اعتراض را هم فهمیدیم!
-
بازیگر سریال سوجان عزادار شد
-
الناز ملک: برای احترام به یکی از جانباختگان در جشنواره حاضر شدم!
-
صداوسیما گزارش شهر موشکی سپاه را پخش نکرد
-
امیر جدیدی: عزادارم، در جشنواره فجر شرکت نمیکنم
-
مشاور فرمانده سپاه: آمریکا از شروطش عقبنشینی کرد
-
قیمت طلا و دلار ناگهان بالا رفت
-
واکنش شهرداری تهران به سوختن بازارچه جنتآباد
-
درباره برند آقای ساعدینیا که محل بحث و جدل شده است
-
حضور پلنگ در حیاط خانه یک روستایی
-
فریدونشهر اصفهان زیر بارش برف دفن شد
-
و ناگهان مذاکره میان ایران و آمریکا کلا لغو شد
-
نطق خبرساز معاون ترامپ قبل از مذاکرات مسقط
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
با احترام به دوستان علاقمند به سینما فیلم جالبی نبود
خیلی عالی بود
من فیلمو دوست داشتم
انفاق خاصی تو فیلم نمیافته اما همون زندگی بسیار معمولی هم دیدن داره
اغلب تو مراسم ختم پیدا میشن فامیلهای بسیار دوری که یهویی سر و کله شون پیدا میشه و لنگر میندازن و ول کن صاحب عزا نمیشن
فیلم رو دیدم. نه خیلی خنده دار بود نه حرف ارزشمندی برای گفتن داشت. مثل همه فیلم های دیگه ایرانی بود فقط فضای جدیدی داشت. همون قصه تکراری بدبختی. همه چیزمون بهم میاد.
خیلی فیلم چرت و مسخره ای بود . مهمترین مشکل فیلم های ایرانی نبود فیلمنامه درست
بله
دقیقا
ولی به نظر من قشنگ بود البته با احترام به نظر شما
باسلام فیلم چیز خاصی نداشت ولی فحش خیلی داشت