همه نقدهای آقای منتقد بر فیلم های ایرانی
زنان در چمدان، درباره «دایره» جعفر پناهی
شاید از بهترین چیزهایی که ملتی را به تو می شناساند، شناختن و دیدن چیزهایی باشد که در آن کشور با موانعی روبروست.
مجله اندیشه پویا: «حالا می خواهم درباره فیلم هایی که دوست دارم، بنویسم.» این آخرین جمله راجر ایبرت در وبلاگش است. او درباره فیلم هایی می نوشت که دوستشان داشت یا اگر هم دوستشان نداشت، از جنبه هایی دارای اهمیت بودند. بهترین مثال، ریویوی او برای فیلم «طعم گیلاس» کیارستمی است.
کمترین ستاره را به این فیلم می دهد و نیز نقدی تند بر آن می نویسد. او مجذو بسینما و فیلمسازان ایرانی، مانند بسیاری از منتقدان اروپایی، نبود. به آن نشان که از میان تعداد بسیاری از فیلم های ایرانی که در خارج از کشور به نمایش درآمدند، او تنها برای پانزده فیلم ایرانی ریویو نوشت اما نمی توان از نقش بسیاری که در معرفی سینمای ایران به جامعه آمریکایی داشت، گذشت.
راجر ایبرت یکی از افراد تاثیرگذار معاصر بر فرهنگ عامه در آمریکا بود. او مرزهای نقد را در فضای مجازی گسترش داد و خلاف منتقدانی همچون جاناتان روزنبام که سعی می کند سینمای محبوب خودش را به عنوان سینمای حقیقی ترویج کند، بدون آنکه بر سلیقه شخصی خودش پافشاری کند، کلیت سینما را ترویج و تکثیر کرد. شاید از بهترین چیزهایی که ملتی را به تو می شناساند، شناختن و دیدن چیزهایی باشد که در آن کشور با موانعی روبروست.
مثلا در آمریکا، اداره mpaa نمایش بخش هایی از فیلم ها را که رابطه جنسی افراد بالغ را به صراحت نشان می دهد، اکیدا بر ما ممنوع کرده است، درحالی که نمایش خشونت وحشیانه و فیلم های کمدی را برای مخاطب طنزی که در حد «مزه پرانی بچه دبیرستانی ها روی در دستشویی های عمومی» ساخته می شود، با آغوش باز پذیرا می شود.
حالا با این دید، فیلم «دایره» اثر جعفر پناهی را در نظر آورید: فیلمی که اکران عمومی اش ممنوع شده؛ اما حتی یک صحنه از فیلم را پیدا نمی کنید که برای تماشاگر معمول آمریکایی یا حتی برای تماتشاگری مثل کشیش دانلد ویلیامز خشکه مغز و افراطی برخورنده یا ناشایست به نظر برسد. چرا این فیلم در کشورش «خطرناک» ارزیابی می شود؟ چون میدان مبارزه اش در زمین قانون ساری و جاری است و حرف فیلمساز این است که قوانین، زنان مستقل و تنها را در موقعیت موجوداتی درمانده قرار می دهد.
در این فیلم، هیچ صحنه ای نیست که حجاب در آن رعایت نشده باشد؛ چه رسد به نمایش عریانی و به کار بردن الفاظ توهین آمیز و فحاشی. طبعا، به کل خبری هم از الکل یا داروهای مخدر نیست. یکی از عناصر کمیک که در فیلم تکرار می شود، این است که قهرمانان زن فیلم، حتی مجال کشیدن یک سیگار را نمی یابند. (در ایران، سیگار کشیدن برای زنان در اماکن عمومی، ممنوع است.) با تمام این اوصاف فیلم از مخاطب می خواهد که صدای شکوه زنانی را بشنو که تنها گناهشان این است که زن به دنیا آمده اند.
فیلم جعفر پناهی با تصویری یکسان، آغاز و تمام می شود: زنی که از میان دریچه ای کشویی در یک در بسته با یک مقام رسمی صحبت می کند. در صحنه اول، زنی را می بینیم که از دریچه در، به او خبر می دهند فرزندی که زاییده، یک دختر است. در حالی که قبلا با دیدن سونوگرافی، پزشک به او گفته که فرزندش پسر است. زن او واکنش خصمانه ای که فکر می کند خانواده شوهرش نشان خواهند داد، هراسان می شود.
در صحنه پایانی، زنی را در زندان می بینیم که مشغول صحبت با یک زندانبان است. با صحنه دوم، دایره کامل می شود: زنانی که با قوانین سختگیرانه زندگی می کنند، در هر موقعیت و وضعی، به شکلی در زندان هستند. فیلم، چند زن را در خیابان های شهر دنبال می کند. ما به نوبت، داستان این زنان را می بینیم. داستان فیلم با دو زنی آغاز می شود که تازه از زندان آزاد شده اند؛ اتهام آنها یا جرمی که مرتکب شده اند، بر تماشاگر معلوم نیست.
این دو قصد دارند سوار اتوبوسی شوند که یکی شان امید دارد در انجا مأمنی بیابند اما نه پولی در بساط دارند و نه مدارک شناسایی لازم را. دو زن با دیدن ماشین گشت انتظامی، از میان خیابان ها می دوند و در کوچه پس کوچه ها پنهان می شوند و پشت ماشین های پارک شده کنار خیابان پناه می گیرند و مخفی می شوند. آنها حتی با یکی از فروشندگان بلیط وارد مذاکره می شوند تا شاید بدون مدرک شناسایی به آنان بلیط بفروشند.
اگر مدرک شناسایی به همراه نداشته باشی، اجازه نداری از شهر خارج شوی. اگر شوهر یا برادری داشته باشی که از تو حمایت کند، اجازه داری به هر جا که می خواهی سفر کنی؛ وضعغیتی شبیه به یک محموله یا چمدان. بحث کارگردان این است که احترامی که این ساختار، به ظاهر برای زنان قائل می شود.
چیزی است در خور مقایسه با رفتار قبیله بانتوستان (Bantustans) با آفریقایی ها؛ وقتی زمین های خود آنها را در اختیارشان می گذاشتند و قانون مصوب دوران جیم کرو که به سیاه پوستان زاده آمریکا اجازه می داد که خارج از صف سفیدپوستان، از مستراح عمومی استفاده کنند، نوعی از لفاظی و دو پهلو حرف زدن وجود دارد که مختص هیچ کشور خاصی نیست و بین المللی است؛ ادبیات تبعیض آلودی که خود را در لباس آزادی مخفی می کند.
کارگردانی را می شناختم اهل یک کشور کمونیستی که یکی از ممیزها، همکلاس دوران مدرسه اش بود. فیلمنامه ای را برای تایید به اداره ممیزی داده بود و دوست قدیمی اش اینطور نصیحتش کرده بود: «هم تو می دانی که چه می خواهی بگویی و هم من. حرفت را طوری بزن که مخاطب بفهمد مقصودت چیست.»
کمترین ستاره را به این فیلم می دهد و نیز نقدی تند بر آن می نویسد. او مجذو بسینما و فیلمسازان ایرانی، مانند بسیاری از منتقدان اروپایی، نبود. به آن نشان که از میان تعداد بسیاری از فیلم های ایرانی که در خارج از کشور به نمایش درآمدند، او تنها برای پانزده فیلم ایرانی ریویو نوشت اما نمی توان از نقش بسیاری که در معرفی سینمای ایران به جامعه آمریکایی داشت، گذشت.
مثلا در آمریکا، اداره mpaa نمایش بخش هایی از فیلم ها را که رابطه جنسی افراد بالغ را به صراحت نشان می دهد، اکیدا بر ما ممنوع کرده است، درحالی که نمایش خشونت وحشیانه و فیلم های کمدی را برای مخاطب طنزی که در حد «مزه پرانی بچه دبیرستانی ها روی در دستشویی های عمومی» ساخته می شود، با آغوش باز پذیرا می شود.
حالا با این دید، فیلم «دایره» اثر جعفر پناهی را در نظر آورید: فیلمی که اکران عمومی اش ممنوع شده؛ اما حتی یک صحنه از فیلم را پیدا نمی کنید که برای تماشاگر معمول آمریکایی یا حتی برای تماتشاگری مثل کشیش دانلد ویلیامز خشکه مغز و افراطی برخورنده یا ناشایست به نظر برسد. چرا این فیلم در کشورش «خطرناک» ارزیابی می شود؟ چون میدان مبارزه اش در زمین قانون ساری و جاری است و حرف فیلمساز این است که قوانین، زنان مستقل و تنها را در موقعیت موجوداتی درمانده قرار می دهد.
در این فیلم، هیچ صحنه ای نیست که حجاب در آن رعایت نشده باشد؛ چه رسد به نمایش عریانی و به کار بردن الفاظ توهین آمیز و فحاشی. طبعا، به کل خبری هم از الکل یا داروهای مخدر نیست. یکی از عناصر کمیک که در فیلم تکرار می شود، این است که قهرمانان زن فیلم، حتی مجال کشیدن یک سیگار را نمی یابند. (در ایران، سیگار کشیدن برای زنان در اماکن عمومی، ممنوع است.) با تمام این اوصاف فیلم از مخاطب می خواهد که صدای شکوه زنانی را بشنو که تنها گناهشان این است که زن به دنیا آمده اند.
فیلم جعفر پناهی با تصویری یکسان، آغاز و تمام می شود: زنی که از میان دریچه ای کشویی در یک در بسته با یک مقام رسمی صحبت می کند. در صحنه اول، زنی را می بینیم که از دریچه در، به او خبر می دهند فرزندی که زاییده، یک دختر است. در حالی که قبلا با دیدن سونوگرافی، پزشک به او گفته که فرزندش پسر است. زن او واکنش خصمانه ای که فکر می کند خانواده شوهرش نشان خواهند داد، هراسان می شود.
در صحنه پایانی، زنی را در زندان می بینیم که مشغول صحبت با یک زندانبان است. با صحنه دوم، دایره کامل می شود: زنانی که با قوانین سختگیرانه زندگی می کنند، در هر موقعیت و وضعی، به شکلی در زندان هستند. فیلم، چند زن را در خیابان های شهر دنبال می کند. ما به نوبت، داستان این زنان را می بینیم. داستان فیلم با دو زنی آغاز می شود که تازه از زندان آزاد شده اند؛ اتهام آنها یا جرمی که مرتکب شده اند، بر تماشاگر معلوم نیست.
این دو قصد دارند سوار اتوبوسی شوند که یکی شان امید دارد در انجا مأمنی بیابند اما نه پولی در بساط دارند و نه مدارک شناسایی لازم را. دو زن با دیدن ماشین گشت انتظامی، از میان خیابان ها می دوند و در کوچه پس کوچه ها پنهان می شوند و پشت ماشین های پارک شده کنار خیابان پناه می گیرند و مخفی می شوند. آنها حتی با یکی از فروشندگان بلیط وارد مذاکره می شوند تا شاید بدون مدرک شناسایی به آنان بلیط بفروشند.
اگر مدرک شناسایی به همراه نداشته باشی، اجازه نداری از شهر خارج شوی. اگر شوهر یا برادری داشته باشی که از تو حمایت کند، اجازه داری به هر جا که می خواهی سفر کنی؛ وضعغیتی شبیه به یک محموله یا چمدان. بحث کارگردان این است که احترامی که این ساختار، به ظاهر برای زنان قائل می شود.
چیزی است در خور مقایسه با رفتار قبیله بانتوستان (Bantustans) با آفریقایی ها؛ وقتی زمین های خود آنها را در اختیارشان می گذاشتند و قانون مصوب دوران جیم کرو که به سیاه پوستان زاده آمریکا اجازه می داد که خارج از صف سفیدپوستان، از مستراح عمومی استفاده کنند، نوعی از لفاظی و دو پهلو حرف زدن وجود دارد که مختص هیچ کشور خاصی نیست و بین المللی است؛ ادبیات تبعیض آلودی که خود را در لباس آزادی مخفی می کند.
کارگردانی را می شناختم اهل یک کشور کمونیستی که یکی از ممیزها، همکلاس دوران مدرسه اش بود. فیلمنامه ای را برای تایید به اداره ممیزی داده بود و دوست قدیمی اش اینطور نصیحتش کرده بود: «هم تو می دانی که چه می خواهی بگویی و هم من. حرفت را طوری بزن که مخاطب بفهمد مقصودت چیست.»
تبلیغات متنی
-
زنبورها «ویروسها» را در غذا تشخیص میدهند
-
قهرمانی زودهنگام اینتر در سریآ
-
ترامپ عفو مجدد نتانیاهو را خواستار شد
-
فال روزانه دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ | فال امروز| Daily Omen
-
جنجال ستاره فرانسوی در آستانه الکلاسیکو
-
لحظه اصابت صاعقه به یک ساختمان در تبریز
-
فرود اضطراری هواپیمای حامل آقای نخستوزیر در ترکیه
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
مثل افتادن در قعر یک چاه عمیق؛ مردم بیاینترنت ایران
-
شوک جدید تیم ملی به امیر قلعهنویی
-
ایران از عربستان قدردانی کرد
-
ادعای مسدودسازی داراییهای ایران توسط کشورهای عربی
-
سفر ترامپ به چین طبق برنامه انجام میشود
-
پایان یک گروگانگیری عجیب در سراوان بعد از ۱۲ روز
-
ویتکاف: در حال انجام گفتوگو با ایران هستیم
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
مثل افتادن در قعر یک چاه عمیق؛ مردم بیاینترنت ایران
-
ادعای مسدودسازی داراییهای ایران توسط کشورهای عربی
-
پایان یک گروگانگیری عجیب در سراوان بعد از ۱۲ روز
-
خبرگزاری فارس: آمریکا شروط خود را تعدیل کرد
-
حمله حزبالله به خودروی حامل فرماندهان اسرائیل
-
چندین محموله سلاح وارد فرودگاه «بنگوریون» شد
-
آمریکا پاسخ طرح ۱۴ بندی ایران را داد
-
پیشنهاد دولت برای افزایش دو برابری کالابرگ
-
چند نکته درباره سخنان امام جمعه رشت علیه زنان بیحجاب
-
ادعای ترامپ: پیشنهاد جدید ایران خوب نیست
-
سلام یونایتد به لیگ قهرمانان با شکست رقیب دیرینه
-
ادعای مقام آمریکایی مبنیبر تعطیلی تاسیسات نفتی ایران
-
واکنش یاسر آسانی به پیشنهاد جدید و خبر جدایی
-
ادعای الجزیره درباره محتوای طرح پیشنهادی ایران
-
انتقاد شدید یک رسانه به اتفاقات ساحل کیش
-
خبر قرارگاه خاتمالانبیا درباره احتمال جنگ مجدد
-
فوری؛ ادعای خطرناک نتانیاهو درباره ایران
-
ماجرای خبر عجیب جدایی شارجه از امارات!
-
خبر ناامیدکننده امیرحسین ثابتی درباره اینترنت!
-
اظهارات ترامپ درباره ایران ۱۸۰درجه تغییر کرد!
-
جنگ از تنگه هرمز به سوپرمارکتها و مراکز خرید رسید
-
داستان یک بیلبورد که آینده قالیباف را پیشبینی کرد
-
حرکات عجیب ترامپ در سخنرانی دیشب سوژه شد
-
مجری فاکسنیوز سلاح جدید انتحاری ایران را معرفی کرد
-
خودروی لاکچری یک راننده اسنپ در تهران سوژه شد
-
اسامی و تصاویر ۱۴ تن از شهدای دیروز زنجان
-
تورم در ایران حتی برای فلافل هم جانشین پیدا کرد!
-
حرکت عجیب مجری، روی آنتن زنده صدا و سیما!
-
واریز حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با رقم اضافه
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل



نظر کاربران
این فیلم رو کجا میشه بدست آورد و دید؟
همین جمعه شب برنامه آپارات بی بی سی