انتشار جدیدترین کتاب فرگوسن در ایران
ترجمعه جدیدترین کتاب الکس فرگوسن در کمتر از ۴۰ روز در ایران منتشر شد.
خبرگزاری میزان: ترجمعه جدیدترین کتاب الکس فرگوسن در کمتر از ۴۰ روز در ایران منتشر شد. این کتاب، ماجرای زندگی مردی است که توانسته از دل سختیها، افتخار بیرون بکشد. مردی که زندگی برایش بهمفهوم کار است و کار نیز بهمعنای خلاقیت و این هر دو را چنان بههم پیوند زده که تبدیل به یکی از خلاقترین و ماندگارترین مردان روزگار خود شده است. این کتاب فقط دربارهی فوتبال نیست؛ دربارهی مدیریت زندگی و کار است. مدیریت آرزوها و برنامهریزی برای آنها تا قلهی دستیابی. حکایت سرسختی مردی است که نظم بریتانیاییاش را با خلاقیت جوانگرایی درهم آمیخته تا به ما نشان دهد که هیچ کدام از این دو عنصر بهتنهایی برای موفقیت کافی نیست و فقط با ترکیب دو عنصرِ نظم و خلاقیت میتوان به راهی گام گذاشت تا همیشه در اوج باشی. این کتاب نه تنها کتاب راهنمایی برای اهالی فوتبال است بلکه برای هر خوانندهای که به خود و آرزوهایش ایمان دارد، خواندنی است؛ زندگینامهای که مدیریت را به ما میآموزد.

بخشهایی از کتاب:
«میدانم که نیروهای بسیاری ورای مشاهده، گوشدادن و خواندن در ساختن ما نقش دارند. همهی ما قربانیهای تصادفی دیانای والدینمان هستیم: قرعهی شانس، شرایطی که در آن بزرگ میشویم و آموزشی که دریافت میکنیم، شخصیت ما را میسازند. اما همهی ما دو مجموعه ابزار بسیار قدرتمند دراختیار داریم که کاملاً در کنترل ماست و عبارتاند از چشم و گوشمان. نگریستن به دیگران و گوشسپردن به نصیحتهایشان و نیز مطالعه دربارهی افراد، سهتا از بهترین کارهایی هستند که در تمام زندگیام انجام دادهام.»
«وقتی به فرد موفقی نگاه میکنید، برایتان قابل تصور نیست که این فرد شکست را هم تجربه کرده باشد. بهعنوان نمونه برخی از قهرمانان ورزشی مثل راجر فدرر، سرنا ویلیامز یا محمدعلی کلی و استرلینگ ماس را میبینید و محال است که آنها را بازنده تجسم کنید. همین مسئله در سایر بخشهای زندگی نیز که فرد میتواند در آنها به موفقیت دست یابد، صادق است. مثلاً هنگام تماشای تابلوهای نقاشی ال. اس. لوری (که به نمایش تصاویر سیاه شهری و زندگی صنعتی مشهور است)، برایام سخت است که باور کنم او نقاشی بد هم کشیده است. یا اگر یکی از کتابهای رابرت کارو در مورد پرزیدنت لیندون بی. جانسون را بخوانید، قابلتصور نیست که نوشتن یک پاراگراف بدون عبارات دقیق و حسابشده برایاش سخت بوده باشد. ولی همهی ما شکست را تجربه میکنیم. شکست بعضیها را فلج کرده و به بعضی دیگر انگیزه میدهد. این ارادهی من برای پرهیز از شکست بود که انگیزهی بیشتری برای موفقیت را ایجاد میکرد.»
وقتی کارلوس کیروش مربی تمرین تیم بود، چند بازیکن، در جلسات تمرین بیعلاقه بودند زیرا بهنظرشان کاری تکراری بود. بههمین علت، یکی از جلسات تمرین را متوقف کردم و به آنها گوشزد کردم: «وقتی بازیکن بودم آرزو داشتم کارلوس مربیام باشد. تمام این تمرینهایی که بهنظرتان تکراری است در هنگام بازی که وقت برای فکرکردن ندارید، ملکهی ذهنتان شده.»
بهترین مصاحبهای که داشتم، با کارلوس کیروش بود. دنبال یک مربی خارجی میگشتم که بتواند به چند زبان صحبت کند و رابط ما با بازیکنان خارجی باشد. اندی راکسبورگ، مربی سابق اسکاتلند، کارلوس را که آنزمان تیم آفریقای جنوبی را هدایت میکرد به من معرفی کرد. کوئنتین فورچون، بازیکن منچستر، هم که خود اهل آفریقای جنوبی است نیز معرف مثبت دیگری برای کارلوس شد. وقتی کارلوس به مصاحبه آمد، همهکار را درست انجام داد. قبلاً او را ندیده بودم. طوری لباس پوشیده بود انگار قرار است بعد از مصاحبه به مراسم ازدواجش برسد و از شیوهی نشستناش بهروشنی دریافتم که بهشدت خواستار این شغل است. با دقت به من نگاه میکرد. همیشه حواسم هست تا ببینم مصاحبهشونده، با مصاحبهکننده ارتباط چشمی برقرار میکند یا نه، چون این نکته اعتمادبهنفس آنها را نشان میدهد. کارلوس طرحهای خوبی در سر داشت و سؤالات خوبی هم میپرسید. بسیار باتجربه و مشتاق بود و من هم در استخدام او تردیدی نکردم.
کارلوس کیروش که اصالتاً اهل موزامبیک (این کشور قبلاً مستعمرهی پرتغال بوده) است، درمجموع پنج سال دستیار من بود. او تشویقام کرد تا با اسپورتینگلیسبون رابطه برقرار کنم، چون این تیم بازیکنهای جوان و بااستعداد زیادی را پرورش میدهد. ما همه به کارلوس علاقه داشتیم و حرف او هم منطقی بهنظر میرسید، بنابراین تصمیم به تبادل مربی گرفتیم تا شرایط متفاوتی را تجربه کنیم. سال ۲۰۰۱، جیم رایان را که بیستویک سال سابقهی مربیگری در منچستریونایتد داشت، به لیسبون فرستادم و او متوجه مهاجم جوان و شانزده سالهی تیم نوجوانان لیسبون شد که کریستیانو رونالدو نام داشت.
وقتی کارلوس کیروش در سال ۲۰۰۸ برای دومین بار از منچستریونایتد جدا شد تا تیم ملی پرتغال را مربیگری کند، به او گفتم اشتباه بدی کرده است. گفتم: «تنها بر اساس دو چیز در مورد تو قضاوت خواهند کرد؛ اینکه جامجهانی یا قهرمانی اروپا را برنده خواهی شد یا نه. پس خودت بگو: تابهحال شده پرتغال بتواند قهرمان جهان شود؟» ولی کارلوس تصمیم گرفته بود تیم کشورش را هدایت کند و همین کار را هم کرد. همانطورکه حدس زده بودم، این تصمیم اشتباه بود و نتیجهی فاجعهباری برای او داشت. اگر این تصمیم را نمیگرفت، حتا میتوانست جانشین من در منچستریونایتد شود.
ما در یونایتد جانشین داخلی مشخصی نداشتیم، هرچند در تلاش داشتنش هم نبودیم. حتا قبل از آمدن خانواده گلیزر به یونایتد، تنها کاندیدای داخلی واقعی برای نقش مربیگری کارلوس کیروش بود. متأسفانه او با دو بار ترک یونایتد ـ اول برای رئال مادرید و بعد با انتخاب مربیگری تیم پرتغال ـ شانس خود را از دست داد.

بخشهایی از کتاب:
«میدانم که نیروهای بسیاری ورای مشاهده، گوشدادن و خواندن در ساختن ما نقش دارند. همهی ما قربانیهای تصادفی دیانای والدینمان هستیم: قرعهی شانس، شرایطی که در آن بزرگ میشویم و آموزشی که دریافت میکنیم، شخصیت ما را میسازند. اما همهی ما دو مجموعه ابزار بسیار قدرتمند دراختیار داریم که کاملاً در کنترل ماست و عبارتاند از چشم و گوشمان. نگریستن به دیگران و گوشسپردن به نصیحتهایشان و نیز مطالعه دربارهی افراد، سهتا از بهترین کارهایی هستند که در تمام زندگیام انجام دادهام.»
«وقتی به فرد موفقی نگاه میکنید، برایتان قابل تصور نیست که این فرد شکست را هم تجربه کرده باشد. بهعنوان نمونه برخی از قهرمانان ورزشی مثل راجر فدرر، سرنا ویلیامز یا محمدعلی کلی و استرلینگ ماس را میبینید و محال است که آنها را بازنده تجسم کنید. همین مسئله در سایر بخشهای زندگی نیز که فرد میتواند در آنها به موفقیت دست یابد، صادق است. مثلاً هنگام تماشای تابلوهای نقاشی ال. اس. لوری (که به نمایش تصاویر سیاه شهری و زندگی صنعتی مشهور است)، برایام سخت است که باور کنم او نقاشی بد هم کشیده است. یا اگر یکی از کتابهای رابرت کارو در مورد پرزیدنت لیندون بی. جانسون را بخوانید، قابلتصور نیست که نوشتن یک پاراگراف بدون عبارات دقیق و حسابشده برایاش سخت بوده باشد. ولی همهی ما شکست را تجربه میکنیم. شکست بعضیها را فلج کرده و به بعضی دیگر انگیزه میدهد. این ارادهی من برای پرهیز از شکست بود که انگیزهی بیشتری برای موفقیت را ایجاد میکرد.»
وقتی کارلوس کیروش مربی تمرین تیم بود، چند بازیکن، در جلسات تمرین بیعلاقه بودند زیرا بهنظرشان کاری تکراری بود. بههمین علت، یکی از جلسات تمرین را متوقف کردم و به آنها گوشزد کردم: «وقتی بازیکن بودم آرزو داشتم کارلوس مربیام باشد. تمام این تمرینهایی که بهنظرتان تکراری است در هنگام بازی که وقت برای فکرکردن ندارید، ملکهی ذهنتان شده.»
بهترین مصاحبهای که داشتم، با کارلوس کیروش بود. دنبال یک مربی خارجی میگشتم که بتواند به چند زبان صحبت کند و رابط ما با بازیکنان خارجی باشد. اندی راکسبورگ، مربی سابق اسکاتلند، کارلوس را که آنزمان تیم آفریقای جنوبی را هدایت میکرد به من معرفی کرد. کوئنتین فورچون، بازیکن منچستر، هم که خود اهل آفریقای جنوبی است نیز معرف مثبت دیگری برای کارلوس شد. وقتی کارلوس به مصاحبه آمد، همهکار را درست انجام داد. قبلاً او را ندیده بودم. طوری لباس پوشیده بود انگار قرار است بعد از مصاحبه به مراسم ازدواجش برسد و از شیوهی نشستناش بهروشنی دریافتم که بهشدت خواستار این شغل است. با دقت به من نگاه میکرد. همیشه حواسم هست تا ببینم مصاحبهشونده، با مصاحبهکننده ارتباط چشمی برقرار میکند یا نه، چون این نکته اعتمادبهنفس آنها را نشان میدهد. کارلوس طرحهای خوبی در سر داشت و سؤالات خوبی هم میپرسید. بسیار باتجربه و مشتاق بود و من هم در استخدام او تردیدی نکردم.
کارلوس کیروش که اصالتاً اهل موزامبیک (این کشور قبلاً مستعمرهی پرتغال بوده) است، درمجموع پنج سال دستیار من بود. او تشویقام کرد تا با اسپورتینگلیسبون رابطه برقرار کنم، چون این تیم بازیکنهای جوان و بااستعداد زیادی را پرورش میدهد. ما همه به کارلوس علاقه داشتیم و حرف او هم منطقی بهنظر میرسید، بنابراین تصمیم به تبادل مربی گرفتیم تا شرایط متفاوتی را تجربه کنیم. سال ۲۰۰۱، جیم رایان را که بیستویک سال سابقهی مربیگری در منچستریونایتد داشت، به لیسبون فرستادم و او متوجه مهاجم جوان و شانزده سالهی تیم نوجوانان لیسبون شد که کریستیانو رونالدو نام داشت.
وقتی کارلوس کیروش در سال ۲۰۰۸ برای دومین بار از منچستریونایتد جدا شد تا تیم ملی پرتغال را مربیگری کند، به او گفتم اشتباه بدی کرده است. گفتم: «تنها بر اساس دو چیز در مورد تو قضاوت خواهند کرد؛ اینکه جامجهانی یا قهرمانی اروپا را برنده خواهی شد یا نه. پس خودت بگو: تابهحال شده پرتغال بتواند قهرمان جهان شود؟» ولی کارلوس تصمیم گرفته بود تیم کشورش را هدایت کند و همین کار را هم کرد. همانطورکه حدس زده بودم، این تصمیم اشتباه بود و نتیجهی فاجعهباری برای او داشت. اگر این تصمیم را نمیگرفت، حتا میتوانست جانشین من در منچستریونایتد شود.
ما در یونایتد جانشین داخلی مشخصی نداشتیم، هرچند در تلاش داشتنش هم نبودیم. حتا قبل از آمدن خانواده گلیزر به یونایتد، تنها کاندیدای داخلی واقعی برای نقش مربیگری کارلوس کیروش بود. متأسفانه او با دو بار ترک یونایتد ـ اول برای رئال مادرید و بعد با انتخاب مربیگری تیم پرتغال ـ شانس خود را از دست داد.
تبلیغات متنی
-
نقاشی منصوریان روی سکوهای ورزشگاه عراق
-
برنامه پاکستان برای دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا
-
مصاحبه واشقانی با پویان مختاری جنجال به پا کرد
-
بگو و مگوی ترامپ با یک خبرنگار بر سر ایران
-
خسارت ۱.۷ میلیارد یورویی لوفتهانزا از جنگ ایران
-
چند نکته غیرمعمول در بازی تیم ملی با خودش
-
تصاویر ترسناک از آتشی که به جان تالاب اراک افتاد
-
زلنسکی: روسیه آتشبس با اوکراین را نقض کرد
-
نطق تازه ترامپ: احتمال توافق با ایران زیاد است
-
پاریسنژرمن خیلی زود بایرن را غافلگیر کرد
-
اظهارات توجهبرانگیز شاکی پژمان جمشیدی در دادگاه
-
ترامپ برای توافق با ایران زمان تعیین کرد
-
سیگنال تازه پزشکیان به آمریکا درباره مذاکره
-
رویای خانهدار شدن در ایران دود شد و به هوا رفت
-
ترابی به مسئولان: موضعی بگیرید که در لیست ترور باشید
-
برنامه پاکستان برای دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا
-
چند نکته غیرمعمول در بازی تیم ملی با خودش
-
تصاویر ترسناک از آتشی که به جان تالاب اراک افتاد
-
نطق تازه ترامپ: احتمال توافق با ایران زیاد است
-
اظهارات توجهبرانگیز شاکی پژمان جمشیدی در دادگاه
-
ترامپ برای توافق با ایران زمان تعیین کرد
-
رویای خانهدار شدن در ایران دود شد و به هوا رفت
-
کنفرانس خبری ترامپ درباره توافق با ایران
-
حمله اسرائیل به لبنان به قصد ترور فرمانده حزبالله
-
ادعای ارتش آمریکا درباره درگیری امروز با ایران
-
نگرانی نتانیاهو از امتیاز احتمالی ترامپ به ایران
-
مانور تازه فرانسه در تنگه هرمز زیر ذرهبین رفت
-
قالیباف: احتمال حمله نظامی کم نیست
-
ادعای والاستریت درباره زمان ازسرگیری مذاکرات
-
شعاری که در تجمع میدان انقلاب جلب توجه کرد
-
جمله خبرساز ترامپ درباره زمان پایان جنگ با ایران
-
دو شغلی که این روزها پرطرفدار شده است
-
سه زن بالای ۵۰ سال سینمای ایران که این روزها بیننده دارند
-
شمار جانباختگان حادثه غرب تهران اعلام شد
-
ادعای اسرائیل درباره ۴ چهره تصمیمگیرنده در ایران
-
ماجرای قتلی که در ساعات اخیر خبرساز شد
-
۲ عاملی که ممکن است پشت حملات به امارات باشد
-
ویدئو عجیب فارس از دیدار مستقیم قالیباف و ترامپ
-
ادعای تازه آمریکا درباره احتمال حمله زمینی به ایران
-
ادعای آکسیوس درباره اقدام غیرمنتظره ایران و آمریکا در ۴۸ ساعت آینده
-
جزئیات تازه منتشر شده از محل شهادت لاریجانی
-
روبیو از پایان عملیات خشم حماسی در ایران گفت
-
شگفتزدگی شکیرا از دیدن خیل عظیم هوادارانش
-
همه ایران این آخر هفته به لاتاری خودرو دعوت شدهاند
-
احتمال صدور فرمان نظامی ترامپ علیه ایران
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
با سلام
لطفا ترجمه این کتاب را برا ی اقایان اسدی مایلی کهن جلالی و دکتردوالفقارنسب بفرستید
تا متوجه شوید که کتبها هم اشتباه ترجمه میشوند از نظر این اساتید...........