همکاری یک کمدین نخبه با بهروز وثوقی در دو فیلم
محمد متوسلانی امروز یکی از آخرین بازماندههای نسلی است که بخش مهمی از تاریخ سینمای ایران را ساختهاند؛ نسلی که از کمدیهای پرمخاطب دهه ۴۰ شروع کرد، به فیلمهای اجتماعی و شخصیتمحور رسید و همچنان برای چند نسل از مخاطبان خاطرهساز باقی مانده است.
برترینها: بازنشر بخشی از گفتوگوی احمد طالبینژاد با محمد متوسلانی بار دیگر نام یکی از چهرههای قدیمی و اثرگذار سینمای ایران را سر زبانها انداخت؛ هنرمندی که زندگیاش با بخش مهمی از تاریخ معاصر و سینمای ایران گره خورده است. متوسلانی متولد مرداد ۱۳۱۴ است؛ بازیگری که با «طوفان در شهر ما» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان وارد سینما شد و بعدها در مقام کارگردان، تهیهکننده و فیلمنامهنویس نیز فعالیت کرد. او از معدود هنرمندانی است که هم دوران اوج سینمای پیش از انقلاب را تجربه کرده و هم بعد از انقلاب به فعالیت خود ادامه داده است.
اما بخش مهمی از محبوبیت محمد متوسلانی برای مخاطبان قدیمی، به سالهایی برمیگردد که در کنار گرشا رئوفی و منصور سپهرنیا یکی از معروفترین گروههای کمدی سینمای ایران را شکل داد؛ سه نفری که در دهه ۴۰ با عنوان سه تفنگدار سینمای ایران شناخته میشدند و تبدیل به یکی از نمادهای سینمای سرگرمکننده آن دوره شدند.

سه رفیق سینمایی؛ متوسلانی، گرشا و منصور
همکاری محمد متوسلانی با منصور سپهرنیا و گرشا رئوفی از فیلم «طوفان در شهر ما» آغاز شد و بعدها با فیلمهایی مانند «بیستارهها» شکل جدیتری پیدا کرد. این سه بازیگر با ترکیب متفاوتی از شوخی، رفاقت و بازیهای کمیک، خیلی زود مورد توجه تماشاگران قرار گرفتند و در فیلمهای متعددی کنار هم ظاهر شدند. از جمله آثار مشترک این گروه میتوان به «سه کارآگاه خصوصی» (۱۳۴۴)، «سه بمب آتشین» (۱۳۴۵)، «ولگردها» (۱۳۴۶)، «ریکاردو»، «سه دلاور» و چندین فیلم کمدی دیگر اشاره کرد. «ولگردها» یکی از نمونههای موفق همکاری این سه نفر بود؛ فیلمی که داستان سه کارگر جوان را روایت میکرد که گرفتار توطئه رئیس کارخانه میشوند و تلاش میکنند بیگناهی خود را ثابت کنند.
گرشا رئوفی بعدها علاوه بر نقشهای کمدی، در آثار جدیتری هم حضور پیدا کرد. او در فیلمهایی مانند «گوزنها» به کارگردانی مسعود کیمیایی نیز بازی کرد و تا سالهای بعد به فعالیت هنری ادامه داد. رئوفی در سال ۱۳۸۶ از دنیا رفت و نامش همچنان با دوره طلایی کمدیهای سینمای ایران پیوند خورده است.

منصور سپهرنیا نیز یکی از چهرههای اصلی این گروه بود؛ بازیگری که بخش مهمی از شهرتش را از همین همکاریهای سهنفره به دست آورد. او در دهههای بعد کمتر در سینما دیده شد و سالها خارج از ایران زندگی کرد. در سالهای اخیر انتشار تصاویر و گفتوگوهای او در کنار محمد متوسلانی، با توجه به سن بالای این دو هنرمند، واکنشهای زیادی میان کاربران به همراه داشته و بسیاری از مخاطبان از سرزندگی و خاطرات نسل قدیمی سینمای ایران نوشتهاند.
بعد از انقلاب؛ ادامه مسیر با تجربههایی متفاوت
محمد متوسلانی برخلاف بسیاری از همنسلانش فعالیت هنری را پس از انقلاب ادامه داد. او در این دوره بیشتر به سمت کارگردانی و فعالیتهای پشت صحنه رفت و فیلمهایی مانند «کفشهای میرزا نوروز» و «جستجوگر» را ساخت. با این حال، آثار این دوره دیگر نتوانستند همان میزان محبوبیت و استقبال عمومی فیلمهای کمدی دهه ۴۰ و ۵۰ را تکرار کنند.

«جستجوگر» یکی از موفقترین تجربههای او بعد از انقلاب بود؛ فیلمی که برای فیلمنامه آن در هشتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر دیپلم افتخار گرفت و متوسلانی برای کارگردانی همین اثر نیز نامزد دریافت جایزه شد.

دو همکاری متفاوت با بهروز

«ذبیح»؛ داستان مردی که گذشته رهایش نمیکند
متوسلانی «ذبیح» را در سال ۱۳۵۴ ساخت و یکی از مهمترین آثارش را خلق کرد؛ فیلمی که بهروز وثوقی نقش اصلی آن را بازی میکند. داستان درباره ذبیح، مردی است که پس از سالها زندان آزاد میشود و به دنبال بازگشت به زندگی گذشته خود است. او در گذشته به دلیل یک درگیری راهی زندان شده و حالا پس از آزادی با دنیایی روبهرو میشود که دیگر مثل گذشته نیست. ذبیح در بازگشت خود متوجه میشود آدمها و روابط تغییر کردهاند؛ زنی که زمانی دوستش داشته زندگی تازهای ساخته و فاصلهای جدی میان گذشته و حال شکل گرفته است. فیلم با محوریت شخصیتی خشن اما زخمخورده، به موضوعاتی مانند حسرت، انتقام، غرور و ناتوانی انسان در بازگرداندن زمان میپردازد. بازی بهروز وثوقی در نقش ذبیح، یکی از نقاط قوت فیلم است و فضای تلخ و اجتماعی اثر را پررنگتر میکند.

«سازش»؛ داستان تغییر یک آدم معمولی
«سازش» محصول سال ۱۳۵۳، دیگر همکاری مهم محمد متوسلانی و بهروز وثوقی است. این فیلم داستان جواد، جوانی فقیر و سرگردان را روایت میکند که برای حل مشکلات زندگیاش وارد مسیری خلاف انتظار میشود. او که ابتدا قصد یک دزدی ساده دارد، بهطور اتفاقی وارد ماجرایی پیچیده میشود و از یک جوان بیپول به فردی بانفوذ در محیط اطرافش تبدیل میشود. اما تغییر جایگاه اجتماعی، او را از گذشته و ارزشهای قبلیاش دور میکند. «سازش» در ظاهر فیلمی سرگرمکننده با رگههایی از طنز است، اما در لایههای زیرین خود درباره وسوسه قدرت، تغییر شخصیت انسان و فاصله گرفتن از آرزوهای اولیه حرف میزند. متوسلانی در این فیلم تلاش کرده داستان فردی را روایت کند که برای رسیدن به موقعیت بهتر، آرامآرام خودش را تغییر میدهد.
محمد متوسلانی امروز یکی از آخرین بازماندههای نسلی است که بخش مهمی از تاریخ سینمای ایران را ساختهاند؛ نسلی که از کمدیهای پرمخاطب دهه ۴۰ شروع کرد، به فیلمهای اجتماعی و شخصیتمحور رسید و همچنان برای چند نسل از مخاطبان خاطرهساز باقی مانده است.
ارسال نظر