محاکمه زن ورزشکار که با بند چرمی شوهرش را کشت
کارگر رستورانی در جاده فشم وقتی یک کیسه خونآلود را که دست و پای مثله شده یک انسان داخلش بود کنار رودخانه پیدا کرد، تصور نمیکرد سرنخ کشف یک جنایت و حل پروندهای جنایی را به پلیس داده است.
روزنامه ایران: کارگر رستورانی در جاده فشم وقتی یک کیسه خونآلود را که دست و پای مثله شده یک انسان داخلش بود کنار رودخانه پیدا کرد، تصور نمیکرد سرنخ کشف یک جنایت و حل پروندهای جنایی را به پلیس داده است.
داستان این جنایت هولناک از اولین روز دی سال گذشته آغاز شد؛ زمانی که کارگر رستوران موضوع را به پلیس خبر داد. هنوز جواب کارشناسان پزشکی قانونی درباره هویت اعضای بدن کشف شده اعلام نشده بود که کشف دومین بسته حاوی اعضای بدن به پلیس مخابره شد.
این بار مردی که داشت از خانوادهاش کنار رودخانه عکس یادگاری میگرفت، این بسته را پیدا کرد. در ادامه بررسیها مشخص شد اعضای بدن متعلق به مردی ۴۵ ساله بوده است اما از آنجا که کسی درباره گم شدن وی شکایتی مطرح نکرده بود، کار کارآگاهان برای شناسایی هویت جسد مشکل بود.
سرانجام کارشناسان پزشکی قانونی و پلیس با ترمیم اثر انگشت مقتول، هویت او را شناسایی کرده و به سراغ خانوادهاش رفتند. اما همسر وی در حالی که از شنیدن این خبر شوکه بود، گفت: شوهرم آخرین بار با دوستانش برای پیدا کردن گنج رفته بود. برادر مقتول نیز گفت: همسر برادرم به من گفته بود او دنبال گنج رفته؛ من حتی شب یلدا به خانه برادرم رفتم و ساعتی با بچههای برادرم بودم، آنها از سرنوشت پدرشان بیخبر بودند.

اعتراف به قتل هولناک
در حالی که تحقیقات ادامه داشت، مشخص شد مقتول و همسرش اختلافات شدیدی داشتهاند بنابراین همسر مقتول به عنوان تنها مظنون این پرونده تحت بازجویی قرار گرفت و پس از 72 ساعت به قتل شوهرش اعتراف کرد.
محاکمه در دادگاه
زن جوان با چادر مخصوص زندانیان وارد شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران شد و در جایگاه متهم ایستاد. پدر و مادر شوهرش برای او درخواست قصاص کردهاند. وی در حالی که موجی از اشک و غم در چشمانش نمایان بود، از قضات اجازه خواست تا داستان زندگیاش را بازگو کند: 3 ساله بودم که مادرم فوت کرد و 4 سال بعد پدرم دوباره ازدواج کرد. به خاطر آزارهای نامادری و برادرانش مجبور شدم به خانه مادربزرگم بروم اما او هم زندگی سختی داشت. وقتی بزرگتر شدم، مادربزرگم مرا برای ازدواج به خواهرزادهاش پیشنهاد داد. من نمیخواستم با او ازدواج کنم، چون با اینکه زندگی سختی داشتم اما تا مقطع کارشناسی تحصیل کردم و ورزش را هم به شکل حرفهای دنبال می کردم. با این حال فکر میکردم چون سربار مادربزرگم هستم باید از آن خانه بروم. این شد که قبول کردم و با محمود ازدواج کردم.
ما از ابتدا رابطه خوبی با هم نداشتیم. با این حال من سعی میکردم همیشه گذشت کنم و دم نزنم. او شیشه میکشید و مدام فحاشی میکرد. نه رفتارش با من خوب بود و نه به بچههایمان توجهی میکرد. شب حادثه وقتی محمود از بیرون برگشت، به داخل سرویس بهداشتی رفت و مشغول مصرف شیشه شد، بعد به داخل اتاق خواب آمد و من را صدا زد. میدانستم دوباره میخواهد با حرفها و فحاشیهایش تحقیرم کند اما به ناچار به خاطر اینکه بچههایم بیدار نشوند، رفتم و در اتاق را بستم. او دوباره شروع کرد به ناسزاگویی و به مادر مرحومم فحش داد و من را بیخانواده خواند. با اینکه خیلی عصبی شده بودم اما باز هم سکوت کردم تا اینکه بلند شد و گفت تو را با قیچی میکشم. داشت دنبال قیچی میگشت که ترسیدم و ناخودآگاه بلند شدم، چشمم به بند چرمی لباسی افتاد که روی میز خیاطیام بود. آن را از پشت دور گردنش انداختم و نگه داشتم تا نتواند قیچی را بردارد. همه تلاشش را کرد که به قیچی برسد و من هم همه سعیام این بود که مانع او شوم، چراکه میدانستم اگر دستش به قیچی برسد، حتماً مرا میکشد.
بالاخره بیحال شد و روی زمین افتاد و من از ترسم بلند شدم و به اتاق دختر و پسرم رفتم. آنها خواب بودند و من هم کف اتاقشان خوابیدم تا صبح شد. بچهها را به مدرسه رساندم و به خانه برگشتم. نمیدانستم باید با یک جسد چکار کنم. از یک طرف پشیمان شده بودم و از طرفی میخواستم جسد را سر به نیست کنم. بالاخره به ذهنم رسید که برای خارج کردن آن از خانه باید آن را مثله کنم. به انباری رفتم و چاقو، اره دستی و چکش را برداشتم و جسدش را در حمام مثله کردم و هر قسمت را داخل کیسه پلاستیکی گذاشتم و به سختی کیسهها را داخل صندوق عقب ماشینم که در پارکینگ بود، گذاشتم. به فشم رفتم و کنار رودخانه ایستادم. با عبور هر رهگذری قالب تهی میکردم و نفسم به سختی بالا میآمد. کیسهها را به داخل رودخانه انداختم و به سرعت به خانه برگشتم. دیوارهای حمام را شستم و به دنبال بچهها رفتم و بعد هم با برادرشوهرم تماس گرفتم و از اینکه محمود شب قبل خانه را به قصد یافتن گنج ترک کرده و دیگر نیامده، ابراز نگرانی کردم.
باور کنید قصد کشتن او را نداشتم اما ترسیدم او مرا بکشد. چون همیشه میگفت تو را میکشم و از دستت راحت میشوم.
با پایان اظهارات متهم، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.
تبلیغات متنی
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
هشدار نارنجی هواشناسی برای این ۱۹ استان
-
امیرمحمد: نمیدونم چی بگم، دارم دِق میکنم
-
آغاز حکمرانی اینترنت در ایران با لهجه روس و چینی
-
ورزشگاههای میزبان استقلال و سپاهان در آسیا مشخص شد
-
تحریمهای استرالیا علیه اعضای سپاه پاسداران
-
جنجالی ترین کشف روز! ایرانیان فرمول ویژه رویش مو بدون کاشت را کشف کردند
-
مهاجم تیم ملی با ضربهای دیدنی گل زد اما شادی نکرد
-
پرونده واگذاری ایرانخودرو به قوه قضاییه رفت
-
صحبتهای یک خبرنگار خطاب به سخنگوی دولت جلب توجه کرد
-
همه نشانههایی که کفه جنگ احتمالی را سنگینتر میکند
-
وزیر اقتصاد: کاهش چشمگیر تورم در راه است!
-
کریستیانو رونالدو ساز جدایی کوک کرد
-
این خودروی ساحلی نایاب با طراحی متفاوت دهه ۶۰ جلبتوجه کرد
-
این شخص برای مذاکره با آمریکا اختیار تام گرفت
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
هشدار نارنجی هواشناسی برای این ۱۹ استان
-
امیرمحمد: نمیدونم چی بگم، دارم دِق میکنم
-
آغاز حکمرانی اینترنت در ایران با لهجه روس و چینی
-
تحریمهای استرالیا علیه اعضای سپاه پاسداران
-
صحبتهای یک خبرنگار خطاب به سخنگوی دولت جلب توجه کرد
-
همه نشانههایی که کفه جنگ احتمالی را سنگینتر میکند
-
وزیر اقتصاد: کاهش چشمگیر تورم در راه است!
-
این شخص برای مذاکره با آمریکا اختیار تام گرفت
-
دیشب صورت حسین مهدویان خیلی چیزها را لو داد
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پزشکیان درباره مذاکره با آمریکا دستور ویژه صادر کرد
-
مهدویان: بوی کباب نیست، خر داغ میکنند!
-
ترامپ دوباره ایران را تهدید کرد!
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر