اعترافات زنی که هوویش را کشت
زنی که همسر سوم شوهرش را به قتل رسانده است در زندان در انتظار برگزاری جلسه محاکمه به سر میبرد. این زن ٣٨ساله که محبوبه نام دارد، چند روز قبل به بازسازی صحنه جنایت پرداخت و جزئیات حادثه را برای بازپرس جنایی و کارآگاهان ویژه قتل پلیس آگاهی استان خراسان رضوی شرح داد.
روزنامه شرق: زنی که همسر سوم شوهرش را به قتل رسانده است در زندان در انتظار برگزاری جلسه محاکمه به سر میبرد. این زن ٣٨ساله که محبوبه نام دارد، چند روز قبل به بازسازی صحنه جنایت پرداخت و جزئیات حادثه را برای بازپرس جنایی و کارآگاهان ویژه قتل پلیس آگاهی استان خراسان رضوی شرح داد.
این پرونده از روز ٢٣ فروردین و زمانی به جریان افتاد که زنی با مرکز فوریتهای پلیسی ١١٠ تماس گرفت و به مأموران خبر داد هوویش به قتل رسیده است. زمانی که مأموران به محل حادثه که ساختمانی سهطبقه بود رسیدند، با راهنمایی محبوبه به طبقه سوم رفتند و جنازه هووی ٢٤ساله او به نام نوشین را درحالیکه به نظر میرسید بر اثر خفگی جان باخته است، مشاهده کردند.
محبوبه در بازجوییهای اولیه ماجرای کشف جسد را اینطور توضیح داد: «شب قبل، نوشین و شوهرم بر سر خرید مبل دعوای سختی کردند. صبح من بچهام را به مدرسه بردم و وقتی برگشتم دیدم خودروی شوهرم نیست، اما مشکوک نشدم تا اینکه بعدازظهر صدای گریههای دختر هوویم باعث شد به طبقه بالا بروم و آن موقع بود که فهمیدم نوشین کشته شده است. به احتمال زیاد شوهرم این کار را کرده و سپس گریخته است».
کارآگاهان در همان بدو تحقیقات به محبوبه مشکوک شدند؛ چون بعید به نظر میرسید صدای نوزاد از خانه مقتول به منزل او برسد. به همین سبب زن جوان تحت بازجوییهای تخصصی قرار گرفت تا اینکه به کشتن هوویش اعتراف کرد. او گفت: «شوهرم سالها قبل در زابل ازدواج کرد، اما همسرش باردار نمیشد به همین دلیل به خواستگاری من آمد و ما با هم ازدواج کردیم. البته همسر اول شوهرم در زابل ماند و کاری به ما نداشت.
این ساختمان سهطبقه به نام من است و ما زندگیمان را در طبقه اول شروع کردیم و خیلی زود بچهدار شدیم. من شش فرزند به دنیا آوردم و تصور میکردم شوهرم از زندگیاش راضی است، اما او دو سال قبل با نوشین ازدواج کرد با اینکه این موضوع برایم ناراحتکننده بود، اما سعی کردم رفتار خوبی با نوشین داشته باشم و او را در طبقه سوم ساختمان ساکن کردم. حتی تا مدتها هر وقت برای خرید بیرون میرفتم کارهای او را هم انجام میدادم یا اگر مریض میشد از او مراقبت میکردم.
با وجود این، نوشین اصلا از من خوشش نمیآمد و بهتدریج رفتارهای توهینآمیزش را شروع کرد. او که خودش فقط یک فرزند به دنیا آورده بود، مرتب به من میگفت جوانتر است و شوهرم او را بیشتر از من دوست دارد. نوشین میگفت من چون شش دفعه باردار شدهام از چشم شوهرم افتادهام. بهاینترتیب اختلافات ما شروع شد و ما بارها با هم دعوا کردیم، اما همسرم همیشه طرف زن سومش را میگرفت و با او رابطه بهتری داشت».
متهم به قتل ادامه داد: «شب قبل از قتل، یکی از دوستانم به خانه ما آمد و شب را هم ماند نوشین همان موقع پیامکهای توهینآمیزی برایم ارسال کرد که آنها را به همسرم نشان دادم، اما او طرف زن جوانش را گرفت و همین مسئله سبب شد کینهام بیشتر شود. به همین دلیل صبح وقتی پسرم را به مدرسه بردم و برگشتم، تصمیم گرفتم از نوشین انتقام بگیرم آن موقع شوهرم همراه دوستش خانه را ترک کرده بود. به طبقه بالا رفتم و با نوشین دعوا کردم بعد هم بند قنداق نوزاد را دور گلویش پیچیدم و آنقدر فشار دادم که او خفه شد».
محبوبه در ادامه اعترافاتش به کارآگاهان توضیح داد: «بعد از انجام قتل با شوهرم تماس گرفتم و موضوع را به او اطلاع دادم، اما در کمال خونسردی گفت این مشکل خود من است؛ کاری است که خودم کردم و خودم هم باید عواقبش را تحمل کنم. میدانستم همسرم در زابل به اتهام شرکت در نزاع تحت تعقیب است و چون از پلیس میترسد، دیگر به خانه برنمیگردد. به همین دلیل نقشهای کشیدم و تصمیم گرفتم قتل را گردن او بیندازم، اما خیلی زود دستم رو شد».
این زن در ادامه تحقیقات اعترافات خود را نزد بازپرس نیز تکرار و صحنه جرم را بازسازی کرد. او اکنون با قرار بازداشت در زندان در انتظار محاکمه به سر میبرد.
این پرونده از روز ٢٣ فروردین و زمانی به جریان افتاد که زنی با مرکز فوریتهای پلیسی ١١٠ تماس گرفت و به مأموران خبر داد هوویش به قتل رسیده است. زمانی که مأموران به محل حادثه که ساختمانی سهطبقه بود رسیدند، با راهنمایی محبوبه به طبقه سوم رفتند و جنازه هووی ٢٤ساله او به نام نوشین را درحالیکه به نظر میرسید بر اثر خفگی جان باخته است، مشاهده کردند.
محبوبه در بازجوییهای اولیه ماجرای کشف جسد را اینطور توضیح داد: «شب قبل، نوشین و شوهرم بر سر خرید مبل دعوای سختی کردند. صبح من بچهام را به مدرسه بردم و وقتی برگشتم دیدم خودروی شوهرم نیست، اما مشکوک نشدم تا اینکه بعدازظهر صدای گریههای دختر هوویم باعث شد به طبقه بالا بروم و آن موقع بود که فهمیدم نوشین کشته شده است. به احتمال زیاد شوهرم این کار را کرده و سپس گریخته است».
کارآگاهان در همان بدو تحقیقات به محبوبه مشکوک شدند؛ چون بعید به نظر میرسید صدای نوزاد از خانه مقتول به منزل او برسد. به همین سبب زن جوان تحت بازجوییهای تخصصی قرار گرفت تا اینکه به کشتن هوویش اعتراف کرد. او گفت: «شوهرم سالها قبل در زابل ازدواج کرد، اما همسرش باردار نمیشد به همین دلیل به خواستگاری من آمد و ما با هم ازدواج کردیم. البته همسر اول شوهرم در زابل ماند و کاری به ما نداشت.
این ساختمان سهطبقه به نام من است و ما زندگیمان را در طبقه اول شروع کردیم و خیلی زود بچهدار شدیم. من شش فرزند به دنیا آوردم و تصور میکردم شوهرم از زندگیاش راضی است، اما او دو سال قبل با نوشین ازدواج کرد با اینکه این موضوع برایم ناراحتکننده بود، اما سعی کردم رفتار خوبی با نوشین داشته باشم و او را در طبقه سوم ساختمان ساکن کردم. حتی تا مدتها هر وقت برای خرید بیرون میرفتم کارهای او را هم انجام میدادم یا اگر مریض میشد از او مراقبت میکردم.
با وجود این، نوشین اصلا از من خوشش نمیآمد و بهتدریج رفتارهای توهینآمیزش را شروع کرد. او که خودش فقط یک فرزند به دنیا آورده بود، مرتب به من میگفت جوانتر است و شوهرم او را بیشتر از من دوست دارد. نوشین میگفت من چون شش دفعه باردار شدهام از چشم شوهرم افتادهام. بهاینترتیب اختلافات ما شروع شد و ما بارها با هم دعوا کردیم، اما همسرم همیشه طرف زن سومش را میگرفت و با او رابطه بهتری داشت».
متهم به قتل ادامه داد: «شب قبل از قتل، یکی از دوستانم به خانه ما آمد و شب را هم ماند نوشین همان موقع پیامکهای توهینآمیزی برایم ارسال کرد که آنها را به همسرم نشان دادم، اما او طرف زن جوانش را گرفت و همین مسئله سبب شد کینهام بیشتر شود. به همین دلیل صبح وقتی پسرم را به مدرسه بردم و برگشتم، تصمیم گرفتم از نوشین انتقام بگیرم آن موقع شوهرم همراه دوستش خانه را ترک کرده بود. به طبقه بالا رفتم و با نوشین دعوا کردم بعد هم بند قنداق نوزاد را دور گلویش پیچیدم و آنقدر فشار دادم که او خفه شد».
محبوبه در ادامه اعترافاتش به کارآگاهان توضیح داد: «بعد از انجام قتل با شوهرم تماس گرفتم و موضوع را به او اطلاع دادم، اما در کمال خونسردی گفت این مشکل خود من است؛ کاری است که خودم کردم و خودم هم باید عواقبش را تحمل کنم. میدانستم همسرم در زابل به اتهام شرکت در نزاع تحت تعقیب است و چون از پلیس میترسد، دیگر به خانه برنمیگردد. به همین دلیل نقشهای کشیدم و تصمیم گرفتم قتل را گردن او بیندازم، اما خیلی زود دستم رو شد».
این زن در ادامه تحقیقات اعترافات خود را نزد بازپرس نیز تکرار و صحنه جرم را بازسازی کرد. او اکنون با قرار بازداشت در زندان در انتظار محاکمه به سر میبرد.
تبلیغات متنی
-
سرنوشت تلخ قاتلی که از قصاص گریخت
-
هافبک استقلال به سیم آخر زد: شورش را درآوردید!
-
ثابتی: قوه قضاییه باید با روحانی برخورد کند
-
پروژه تازه ترامپ در آمریکا خبرساز شد
-
اولویت بعدی پرسپولیس در نقلوانتقالات
-
مهندس گوگل جاسوس چین از آب درآمد
-
شادی گل خاص طارمی بعد از حساسترین گل فصل
-
فال روزانه دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
سرباز سابق آمریکایی برای دفاع از ایران فرم پر کرد!
-
رشیدپور برای برکناری رئیس صداوسیما کارزار راه انداخت!
-
بزرگترین کارگاه تولید مشروب در تهران لو رفت!
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
بازیگر سریال ستایش از تلویزیون خداحافظی کرد
-
واکنش فارس به کنارهگیری دو لژیونر از تیمملی
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
بازیگر سریال ستایش از تلویزیون خداحافظی کرد
-
درخواست فوری برای برکناری رئیس صداوسیما
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
اطلاعیه درباره علت مرگ مشکوک دو دانشجوی پزشکی
-
ماجرای چند نام تکراری در فهرست اعلامی دولت از جانباختگان
-
پیغام جدیدی که از آمریکا به ایران مخابره شد
-
بخشی از واکنش ترامپ به صحبتهای امروز رهبر انقلاب
-
اقدام معنادار عراق با رونمایی از یک شهر موشکی
-
مهدی قایدی جلوی خنده مجری شبکه افق را گرفت
-
موج تازه برف و باران شدید در راه است
-
آغاز پروازهای شرکت هواپیمایی هلند به خاورمیانه
-
شجاع خلیلزاده امشب دوباره به صدر اخبار رفت
-
آرایش نظامی پایگاههای آمریکا در منطقه تغییر کرد!
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
رسانه قالیباف خواستار اخراج بازیکن استقلال شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
بایستی شوهرش رو میکشت نه هوویش رو
هووت رو چرا کشتی؟اون شوهر هوسبازتو میکشتی
اخه چرا بکشه ؟؟؟؟؟ حقشو از شوهرش بگیره بعدشم ازش طلاق بگیره
اخه بچه داره بعدش هم زحمت کشیده به جای طلاق باید اینجور مردا رو کشت چون نا مرد هستن
تعجب ميكنم از كامنتهاي بالا ! مثل اينكه با چند همسري و عواقبش مشكلي نداريد و فقط مشكلتون اينه كه بايد بجاي هوو شوهر رو ميكشت و يا طلاق ميگرفت ؟!
فقط شوهرش رو باید میکشت
مردک ... سه تازن داشته ،؟من بدبخت یکیشم ندارم
چقدر راحت میگید بکشه انگار نه انگار جون یه آدم گرفته میشه چقدر باشعوریم ما که این راه حل ها به ذهنمون میرسه
شوهر هوسبازتو میکشتی ن هووی بیچاره ات را. مردتیکه عوضی اولی بچه برات نیاورد رفتی زن دوم گرفتی شش تا برات بچه آورد زن سوم به چه بهونه ای گرفتی هوسباز آشغال.
باید یه شب تو غذاشون سم میریخت دوتاشونو میکشت بعدم تیکه تیکه شون می کرد بعدم فرار می کرد مردک هوسباز ...
چه شوهره اشتهاش زیاد شده بوده
شما که راحت بکش بکش راه اونداختید مرد میتونه تا چهار تا زن بگیره این تو قانون خدا اومده هیچ جرم و گناهی هم در صورتی که عدالت رعایت کنه نکرده حالا خانوم محترم تو که داری با قانون خدا مبارزه میکنی شوهرتو بکش همین دنیاتو خراب کن هم اون دنیاتو پس نه طلاق نه کشتن گذشت و صبر مهم اون دنیاست پس برای ابادانیش کوشش کنیم
اگه من بودم ازمرده جدامیشدم ول میکردم تاباهمون زن دوست دارش زندگی کنه