شهرام عبدلي: از آلمان متنفر بودم. اي كاش ...
شهرام عبدلي را معمولاً در اكثر تجارب بازيگري اش در نقش هاي خاكستري ديده ايم. او معمولاً در مقابل قهرمان قصه ديده شده يا حداقل در كنار سپيدي هاي داستان قرار نمي گيرد.
بانی فیلم: بي شك نقش هاي خاكستري در آثار نمايشي داراي جايگاهي ويژه هستند چرا كه يك جورهايي رقم زننده درام محسوب مي شوند. شهرام عبدلي را معمولاً در اكثر تجارب بازيگري اش در نقش هاي خاكستري ديده ايم. او معمولاً در مقابل قهرمان قصه ديده شده يا حداقل در كنار سپيدي هاي داستان قرار نمي گيرد. بازيگر سريال «تكيه بر باد» در چندمين تجربه همكاري اش با محمود معظمي حالا فرصت جديدي دارد براي نمايش يك كاراكتر مثبت كه با يك اشتباه مسير داستان را تغيير مي دهد. بازيگر سريال «دختري به نام آهو» در گفت و گو با ما از چندمين تجربه بازي براي محمود معظمي مي گويد، از ايرادات فيلمنامه و خواسته هايش از يك قصه رئال و...
* روزهاي آخر تصويربرداري سريال «فاخته» را پشت سر مي گذاريد؟
- بله يكي- دو لوكيشن مانده تا اگر خدا بخواهد تصويربرداري سريال به پايان برسد.
*و اما همكاري مجدد تو با محمود معظمي با اين تفاوت كه اين بار نقشي متفاوت با قبل به تو سپرده شده است...
- ما رفاقت چندين ساله داريم و يك شناخت چندين ساله بين ما وجود دارد. او مي داند كه من چطور نقش هايي را دوست دارم و من مي دانم او چه جنس بازي را دوست دارد. بالاخره پس از ۲۰ سال رفاقت و ۱۰-۱۲ سال همكاري امروز خلق و خوي همديگر را در كار خوب مي شناسيم. ما از زماني كه او در سريال «خط قرمز» دستيار بود، سابقه همكاري داريم و در اين چند سال كه كارگردان هم شده، با هم كار مي كنيم. سليقه ها و قلق هاي همديگر را خوب مي شناسيم. طرحي نوشته شده بود كه محمود از ابتدا تا انتها در جريان اين طرح بود. با هم گپ و گفتي داشتيم. خبر از اين داد كه يك نقش متفاوت است بيا كار كن! من روي حساب اعتمادي كه به محمود داشتم قبل از هر بحث قرارداد را بستم.
*و اما شخصيت محسن كاراكتري كه تو پيش از اين مدل آن را كمتر تجربه كرده بودي ؟
- بله، چرا كه اين شخصيت كاملاً بستري مثبت دارد. يك مرد خانواده دوست كه در موقعيتي قرار مي گيرد و دچار اشتباه ميشود. به هرحال هر آدمي يك ظرفيتي دارد و او در آن لحظه دچار يك اشتباه ميشود. ما نمي توانيم از انسان متوقع باشيم كه همه جا درست عمل كند، باهوش عمل كند. اين كاراكتر داراي چند بعد است؛ يك جاهايي خيلي زبر و زرنگ و باهوش است، يك جا خيلي ساده است و يك جاهايي خيلي احساساتي عمل ميكند. براي ايفاي آن نقش موقعيت هاي كاراكتر بيش از هر چيز مدنظرم بود. اين كه كاراكتر در برخي لحظات زندگي اش موفق ميشود و در برخي لحظات نه!
*ما هميشه كه با هم گپ مي زديم به اين نتيجه منطقي مي رسيديم كه اصولاً نقش هاي منفي يا بهتر بگويم خاكستري هستند كه جاي كار بيشتري دارند و بازيگر مي تواند روي ابعاد مختلف انساني شخصيت مانور بدهد؛ اينجا داستان به چه نحوي بود؟
- درست مي گويي، با تو موافق هستم. اين بر مي گردد به فيلمنامه، من معتقد ما هنگام نوشتن يك قصه و طراحي كاراكترها بايد از آدم هاي اطرافمان الهام بگيريم. ذات هنر از خود طبيعت نشات مي گيرد و البته با هر سبكي يك مقدار تغيير هم دارد. گاهي رئال است و گاهي سورئال و...
اما واقعيت اين است كه ما هر آنچه از طبيعت برداشت كرده ايم، از فيلتر ذهني مان عبور مي دهيم و آن به هنر تبديل ميشود. حالا از اينجا به بعد همه چيز بستگي به جنس نگاه ما دارد. اينكه چگونه به اطرافمان توجه كرده ايم، چه ديده ايم و چگونه ديده ايم! گاهي اوقات شخصيت ها را همانطور كه دوست داريم و براي ذهن ما كليشه شده مي نويسيم. در واقع فكر مي كنيم چون اين آدم خودش خوب است پس همه چيزش خوب است...
*مثبت بي نهايت و منفي تا بي نهايت در واقع يك نگاه تك بعدي؟
- بله، يك نگاه انبيا و اشقيا گونه اما؛ آخر مگر ما بيش از ۱۴ معصوم داشتيم. غير از آنها همه اشتباه كردند، چرا كه جنس خاكستري گونه در تمام بشر وجود دارد در مورد برخي گرايش به سمت سفيدي و روشني بيشتر است و در مورد برخي گرايش به سياهي و تاريكي، اين يعني همان چيزي كه ما بايد برداشت كنيم . شخصيت ها را بر آن مبنا روي كاغذ بياوريم.
شخصيت محسن كه من ايفاگر آن هستم، اگرچه مثبت است ولي قرار نيست اشتباه نكند. اگر قرار باشد اشتباه نكند كه شما مطمئن باشيد يك كاراكتر بي روح و تخت به وجود مي آيد. ما بايد مدام او را يك گوشه ببينيم و... من او را اينگونه نديدم. همه آدم ها نسبت به كار و تلاشي كه در زندگي دارند دچار اشتباهاتي هم مي شوند. اگر نه كه اينقدر اختلاف نظر در دنيا وجود نداشت.
*گويا فيلمنامه اين سريال را آقاي محلوجيان شروع كرد و...
- بله، آقاي محلوجيان مي نوشتند و آقاي معظمي و حتي من به عنوان يك بازيگر با نويسنده همفكري داشتيم. بده بستان هاي خوبي بين نويسنده و كارگردان وجود داشت، اما از يك جا گويا دوستي به كمك آقاي محلوجيان آمدند. از آنجا ديگر ارتباط محمود و من با نويسنده قطع شد! در واقع نويسنده معتقد بود چيزي كه نوشته درست است و شما بايد همين را اجرا كنيد. منظورم اين است كه پس از آن تعامل بين نويسنده و گروه هنري قطع شد. ديگر همفكري به وجود نيامد. به هر حال من هم به شخصيت خودم همانقدر فكر مي كنم كه نويسنده و كارگردان فكر ميكنند. در آخر من بايد اين نقش را بازي كنم. پس چيزي را كه نپذيرم نمي توانم درست ايفا كنم. بايد شخصيت و كردارش براي من بازيگر ملموس باشد. در كل كار رضايت بخش بود همه چيز، چرا كه رابطه من و محمود با هم خوب است. پس در اجراي نقش و موقعيت ها با هم به يك كلام مشترك مي رسيم.
*به نظرم ما مي توانستيم اين شخصيت را در دل اين قصه در لحظاتي پررنگ تر و مؤثرتر ببينيم در مورد اين مسئله هم صحبت كن چرا به يكباره كاراكتر رها شد و...؟
- درست مي گويي. من حس مي كنم نويسنده از جايي اين شخصيت را رها كرد. گفت من مي خواهم اين كاراكتر را از يك جا رها كنم و دوباره وارد بازي كنم.
*در واقع يك فكر طراحي شده از سوي نويسنده بوده است؟
- ذهن نويسنده به سمت يك كاراكتر ديگر رفت و قصه مسيرش تغيير كرد. به هرحال تمام مشكلات اين قصه با شخصيت من ايجاد ميشود و پس از آن كمي ماجرا از سمت من به ديگري رفت.
اصلاً قرار بود ماجرا به سمت اين كاراكتر سوق پيدا كند و... اين هم از ايرادات كار است كه شما بدون داشتن فيلمنامه كامل مي پذيري. از يك جا نويسنده اي ديگر به كار اضافه ميشود. او از شخصيت و نگاه ديگري خوشش مي آيد و به يكباره مسير داستان تغيير ميكند.
*بله گاهي سليقه نويسنده به سمت يك شخصيت مي چرخد و اين كتمان ناپذير است؟
- بله، مثلاً مي گويد من محسن را دوست ندارم و نادر را دوست دارم! مثلاً مي توان گفت نسبت به اين نوع از قصه ذهنش بيشتر نادري است تا محسني! در واقع محيط ذهني او به سمت ديگري است. برخي از نويسنده ها يك سري موقعيت خاص را بهتر مي نويسند.
*چرا با نويسنده جديد ارتباط برقرار نشد؟
- ايشان اصولاً با كسي ارتباط برقرار نخواهد كرد. من يكي دو بار با ايشان ارتباط برقرار كردم و فهميدم معتقدند من كار خودم را انجام مي دهم و درست هم انجام مي دهم.
*و نظر محمود معظمي ...
- نظر محمود هم به سمت ما بود ولي ...
*حاصل سريال «فاخته» توانسته نظر تو را به عنوان بازيگر اين كار جلب كند؟
- بله، من به كار نمره قبولي مي دهم، چون حاصل كار خوش رنگ و لعاب و سر و شكل دار شده است. كار داراي نكات فني خوب، بازي هاي خوب و حرفه اي است. سريال «فاخته» يك قصه مردمي و گرم دارد. قصه خود مردم تهران اس
*فقط كافي است لحن تعريف تغيير كند؟
- بله دقيقاً، محمود و عواملش خيلي در اين راستا زحمت كشيدند. من واكنش هاي بسيار خوبي از مردم در رابطه با سريال گرفتم.
*از نحوه پخش كار راضي هستي؟ تو خودت به شدت فوتبالي هستي و مي دانم كه تداخل كار با جام جهاني برايت آزار دهنده بود؟
- ببين شبكه دو اقدامي مهم داشت و آن هم تكرار ۴ باره كار در طول روز، بالاخره مخاطب يك بار مي توانست سريال را ببيند. اگر قرار بود فقط ما باكس ۲۳:۴۵ را داشته باشيم، بله جام جهاني لطمه مي زد. هيچ چيزي را نمي توان در رقابت با جام جهاني مقايسه كرد. من خودم خيلي وقت ها تكرار سريال را مي ديدم و در ساعت اصلي تماشاگر فوتبال بودم.
*تو هم راستي به شدت آرژانتيني بودي؟
- بله و از آلمان متنفر بودم. اي كاش ...
* روزهاي آخر تصويربرداري سريال «فاخته» را پشت سر مي گذاريد؟
- بله يكي- دو لوكيشن مانده تا اگر خدا بخواهد تصويربرداري سريال به پايان برسد.
*و اما همكاري مجدد تو با محمود معظمي با اين تفاوت كه اين بار نقشي متفاوت با قبل به تو سپرده شده است...
- ما رفاقت چندين ساله داريم و يك شناخت چندين ساله بين ما وجود دارد. او مي داند كه من چطور نقش هايي را دوست دارم و من مي دانم او چه جنس بازي را دوست دارد. بالاخره پس از ۲۰ سال رفاقت و ۱۰-۱۲ سال همكاري امروز خلق و خوي همديگر را در كار خوب مي شناسيم. ما از زماني كه او در سريال «خط قرمز» دستيار بود، سابقه همكاري داريم و در اين چند سال كه كارگردان هم شده، با هم كار مي كنيم. سليقه ها و قلق هاي همديگر را خوب مي شناسيم. طرحي نوشته شده بود كه محمود از ابتدا تا انتها در جريان اين طرح بود. با هم گپ و گفتي داشتيم. خبر از اين داد كه يك نقش متفاوت است بيا كار كن! من روي حساب اعتمادي كه به محمود داشتم قبل از هر بحث قرارداد را بستم.
*و اما شخصيت محسن كاراكتري كه تو پيش از اين مدل آن را كمتر تجربه كرده بودي ؟
- بله، چرا كه اين شخصيت كاملاً بستري مثبت دارد. يك مرد خانواده دوست كه در موقعيتي قرار مي گيرد و دچار اشتباه ميشود. به هرحال هر آدمي يك ظرفيتي دارد و او در آن لحظه دچار يك اشتباه ميشود. ما نمي توانيم از انسان متوقع باشيم كه همه جا درست عمل كند، باهوش عمل كند. اين كاراكتر داراي چند بعد است؛ يك جاهايي خيلي زبر و زرنگ و باهوش است، يك جا خيلي ساده است و يك جاهايي خيلي احساساتي عمل ميكند. براي ايفاي آن نقش موقعيت هاي كاراكتر بيش از هر چيز مدنظرم بود. اين كه كاراكتر در برخي لحظات زندگي اش موفق ميشود و در برخي لحظات نه!
*ما هميشه كه با هم گپ مي زديم به اين نتيجه منطقي مي رسيديم كه اصولاً نقش هاي منفي يا بهتر بگويم خاكستري هستند كه جاي كار بيشتري دارند و بازيگر مي تواند روي ابعاد مختلف انساني شخصيت مانور بدهد؛ اينجا داستان به چه نحوي بود؟
- درست مي گويي، با تو موافق هستم. اين بر مي گردد به فيلمنامه، من معتقد ما هنگام نوشتن يك قصه و طراحي كاراكترها بايد از آدم هاي اطرافمان الهام بگيريم. ذات هنر از خود طبيعت نشات مي گيرد و البته با هر سبكي يك مقدار تغيير هم دارد. گاهي رئال است و گاهي سورئال و...
اما واقعيت اين است كه ما هر آنچه از طبيعت برداشت كرده ايم، از فيلتر ذهني مان عبور مي دهيم و آن به هنر تبديل ميشود. حالا از اينجا به بعد همه چيز بستگي به جنس نگاه ما دارد. اينكه چگونه به اطرافمان توجه كرده ايم، چه ديده ايم و چگونه ديده ايم! گاهي اوقات شخصيت ها را همانطور كه دوست داريم و براي ذهن ما كليشه شده مي نويسيم. در واقع فكر مي كنيم چون اين آدم خودش خوب است پس همه چيزش خوب است...
*مثبت بي نهايت و منفي تا بي نهايت در واقع يك نگاه تك بعدي؟
- بله، يك نگاه انبيا و اشقيا گونه اما؛ آخر مگر ما بيش از ۱۴ معصوم داشتيم. غير از آنها همه اشتباه كردند، چرا كه جنس خاكستري گونه در تمام بشر وجود دارد در مورد برخي گرايش به سمت سفيدي و روشني بيشتر است و در مورد برخي گرايش به سياهي و تاريكي، اين يعني همان چيزي كه ما بايد برداشت كنيم . شخصيت ها را بر آن مبنا روي كاغذ بياوريم.
شخصيت محسن كه من ايفاگر آن هستم، اگرچه مثبت است ولي قرار نيست اشتباه نكند. اگر قرار باشد اشتباه نكند كه شما مطمئن باشيد يك كاراكتر بي روح و تخت به وجود مي آيد. ما بايد مدام او را يك گوشه ببينيم و... من او را اينگونه نديدم. همه آدم ها نسبت به كار و تلاشي كه در زندگي دارند دچار اشتباهاتي هم مي شوند. اگر نه كه اينقدر اختلاف نظر در دنيا وجود نداشت.
*گويا فيلمنامه اين سريال را آقاي محلوجيان شروع كرد و...
- بله، آقاي محلوجيان مي نوشتند و آقاي معظمي و حتي من به عنوان يك بازيگر با نويسنده همفكري داشتيم. بده بستان هاي خوبي بين نويسنده و كارگردان وجود داشت، اما از يك جا گويا دوستي به كمك آقاي محلوجيان آمدند. از آنجا ديگر ارتباط محمود و من با نويسنده قطع شد! در واقع نويسنده معتقد بود چيزي كه نوشته درست است و شما بايد همين را اجرا كنيد. منظورم اين است كه پس از آن تعامل بين نويسنده و گروه هنري قطع شد. ديگر همفكري به وجود نيامد. به هر حال من هم به شخصيت خودم همانقدر فكر مي كنم كه نويسنده و كارگردان فكر ميكنند. در آخر من بايد اين نقش را بازي كنم. پس چيزي را كه نپذيرم نمي توانم درست ايفا كنم. بايد شخصيت و كردارش براي من بازيگر ملموس باشد. در كل كار رضايت بخش بود همه چيز، چرا كه رابطه من و محمود با هم خوب است. پس در اجراي نقش و موقعيت ها با هم به يك كلام مشترك مي رسيم.
*به نظرم ما مي توانستيم اين شخصيت را در دل اين قصه در لحظاتي پررنگ تر و مؤثرتر ببينيم در مورد اين مسئله هم صحبت كن چرا به يكباره كاراكتر رها شد و...؟
- درست مي گويي. من حس مي كنم نويسنده از جايي اين شخصيت را رها كرد. گفت من مي خواهم اين كاراكتر را از يك جا رها كنم و دوباره وارد بازي كنم.
*در واقع يك فكر طراحي شده از سوي نويسنده بوده است؟
- ذهن نويسنده به سمت يك كاراكتر ديگر رفت و قصه مسيرش تغيير كرد. به هرحال تمام مشكلات اين قصه با شخصيت من ايجاد ميشود و پس از آن كمي ماجرا از سمت من به ديگري رفت.
اصلاً قرار بود ماجرا به سمت اين كاراكتر سوق پيدا كند و... اين هم از ايرادات كار است كه شما بدون داشتن فيلمنامه كامل مي پذيري. از يك جا نويسنده اي ديگر به كار اضافه ميشود. او از شخصيت و نگاه ديگري خوشش مي آيد و به يكباره مسير داستان تغيير ميكند.
*بله گاهي سليقه نويسنده به سمت يك شخصيت مي چرخد و اين كتمان ناپذير است؟
- بله، مثلاً مي گويد من محسن را دوست ندارم و نادر را دوست دارم! مثلاً مي توان گفت نسبت به اين نوع از قصه ذهنش بيشتر نادري است تا محسني! در واقع محيط ذهني او به سمت ديگري است. برخي از نويسنده ها يك سري موقعيت خاص را بهتر مي نويسند.
*چرا با نويسنده جديد ارتباط برقرار نشد؟
- ايشان اصولاً با كسي ارتباط برقرار نخواهد كرد. من يكي دو بار با ايشان ارتباط برقرار كردم و فهميدم معتقدند من كار خودم را انجام مي دهم و درست هم انجام مي دهم.
*و نظر محمود معظمي ...
- نظر محمود هم به سمت ما بود ولي ...
*حاصل سريال «فاخته» توانسته نظر تو را به عنوان بازيگر اين كار جلب كند؟
- بله، من به كار نمره قبولي مي دهم، چون حاصل كار خوش رنگ و لعاب و سر و شكل دار شده است. كار داراي نكات فني خوب، بازي هاي خوب و حرفه اي است. سريال «فاخته» يك قصه مردمي و گرم دارد. قصه خود مردم تهران اس
*فقط كافي است لحن تعريف تغيير كند؟
- بله دقيقاً، محمود و عواملش خيلي در اين راستا زحمت كشيدند. من واكنش هاي بسيار خوبي از مردم در رابطه با سريال گرفتم.
*از نحوه پخش كار راضي هستي؟ تو خودت به شدت فوتبالي هستي و مي دانم كه تداخل كار با جام جهاني برايت آزار دهنده بود؟
- ببين شبكه دو اقدامي مهم داشت و آن هم تكرار ۴ باره كار در طول روز، بالاخره مخاطب يك بار مي توانست سريال را ببيند. اگر قرار بود فقط ما باكس ۲۳:۴۵ را داشته باشيم، بله جام جهاني لطمه مي زد. هيچ چيزي را نمي توان در رقابت با جام جهاني مقايسه كرد. من خودم خيلي وقت ها تكرار سريال را مي ديدم و در ساعت اصلي تماشاگر فوتبال بودم.
*تو هم راستي به شدت آرژانتيني بودي؟
- بله و از آلمان متنفر بودم. اي كاش ...
تبلیغات متنی
-
آقایان وزیر وسط میز پینگ پنگ سوژه رسانهها شدند
-
الجزیره: ایران به پیشنهاد مذاکره مستقیم فکر میکند
-
سردار آزمون با چند استوری به مهدی قایدی پیوست
-
بازگشایی مرکز درخواست ویزای بریتانیا در تهران
-
برای شادی مردم، آن شبکه بدنام صداوسیما را تعطیل کنید
-
عکس تکاندهندهای که در صفحه اول یک روزنامه منتشر شد
-
برشی از پایتخت ۴ که دیشب سانسور نشد!
-
مدیرعامل پلتفرم «کارزار» ممنوع المکالمه شده است!
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
افزایش چند صد میلیونی خودروها در بازار امروز
-
هافبک ۲۷ ساله آرژانتینی به پرسپولیس لینک شد
-
رفیق تازه آقای غفوریان در جشنواره کمرمق فجر
-
در خانه رویاپردازترین زن جهان به روی مردم باز شد!
-
حرفهای عجیب عضو ۸۴ ساله شورای شهر تهران
-
پیشنهاد اعدام بازداشتیها در صورت حمله آمریکا
-
سردار آزمون با چند استوری به مهدی قایدی پیوست
-
برای شادی مردم، آن شبکه بدنام صداوسیما را تعطیل کنید
-
عکس تکاندهندهای که در صفحه اول یک روزنامه منتشر شد
-
برشی از پایتخت ۴ که دیشب سانسور نشد!
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
هافبک ۲۷ ساله آرژانتینی به پرسپولیس لینک شد
-
رفیق تازه آقای غفوریان در جشنواره کمرمق فجر
-
حرفهای عجیب عضو ۸۴ ساله شورای شهر تهران
-
بیتکوین دوباره در ۲۴ ساعت گذشته سقوط کرد
-
رای نهایی استیناف، جدول لیگ را بههم ریخت!
-
چند ایرانی که ساعات اخیر را دربست مال خود کردند
-
پیام واضح بهاره هدایت به میرحسین موسوی
-
بهنام یخچالی قید تیم ملی را زد؛ نمیتوانم به غم مردم بیتفاوت باشم
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
خبر مربوط به عقبنشینی لینکلن کار ایرانیها بود!
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
پرواز پهپاد شناسایی ایران بر فراز خلیج فارس
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل


نظر کاربران
متنفر؟؟؟؟ خیلی هم دلشون میخواست!تیم بهتر از آلمان بود تو جام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آرژانتین همه بازی هاشو شانسی برد...اون وقت میگه از آلمان متنفر بودم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اییش!واقعا که!آلمان هم منتظر نشسته تا شما عاشقش بشی!